X
تبلیغات
ترنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1392ساعت 16:44  توسط واثقی  | 
گفتن بسیج روتعریف کنین،گفتم:بسیج واژه زیبای عشق را کمال و تمام معنا بخشید.گفت:دیگه.گفتم:او چراغ هدایت امام شهیدان را فرا روی خود قرار داده،برکشتی نجات مولاوسرور شهیدان سوار شده تا پرچم قیام او رابه دست امام صالحان بدهد.گفت بازم بگو.گفتم:اودلاورانه یک به یک خاکریزهای دشمن را تخریب می کنند تا سنگرهای مقاومی برای حکومت دینی امام زمانشان بسازند.خسته نباشی دلاور بسیجی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1392ساعت 21:18  توسط واثقی  | 

 بربال هرفرشته         نام شهیدی نوشته

درقلب خونین او       با خون سرخ نوشته

در برتو ولایت     جات در عرش بهشته

فرشتهاين شهيد نماد مجموعه اي از ايثارها از خودگذشتگي هايي است که متأسفانه اين روزها کمتر مي بينم. اگر بخواهم او را در چند کلمه معرفي کنيم، بايد بگوييم: کنجکاو، سخت کوش، سرسخت، پر جنب و جوش و فعال، پر از انرژي مثبت و جوياي حقيقت..

یکی از شهدای سرخ هفده شهریور خونین سال ۱۳۵۷ است او در سال 1340 در تهران متولد شد محبوبه در آغوش مادري مؤمن و متعهد و در سايه وجود پربركت پدري فرهيخته، دوران كودكي را گذراند. محبوبه در یک خانواده روحانی و مسلمان متولد شد. پدرش روحانی بود و در حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید. او در سنین نوجوانی، به عنوان یک دختر مبارز و مسلمان به صفوف فشرده مردم مسلمان ایران پیوست و در تظاهرات پر شکوه علیه رژیم شاه به شهادت رسید.پدرش علاقه خاصی داشت که فرزندانش از تربیت اسلامی برخوردار باشند؛ به همین دلیل آنها را به مدارسی می فرستاد که جو آنها مذهبی و مبارزاتی بود. یکی از این مدارس، مدرسه رفاه بود که محبوبه دوره ابتدایی و راهنمایی را در آنجا گذراند مدرسه‌اي كه معلمانش همه الگو و اسوه‌هاي تقوا و علم و معرفت بودند. او هم‏گام با قيل و قال مدرسه، از رشد سياسي اعتقادي و مطالعاتي قوي برخوردار شد و ذهن خلاق و جست‏وجوگرش به‏خوبي پرورش يافت. محبوبه ضمن تحصیل در این مدرسه، در خانواده نیز آموزش های لازم را می دید و هماهنگی این آموز ش ها با برنامه های مدرسه موجب گردید که از همان ابتدا در محیطی اسلامی رشد کند و پایه های اعتقادی او مستحکم شود. فضای انقلابی جامعه و آشنایی با حرکت های اسلامی مبارزاتی موجب گردید که او در نوجوانی با مسائل اجتماعی آشنایی کافی پیدا کند و برای یافتن پاسخ های مناسب به سئوالات بی شمار خود، به مطالعه دقیق و اصولی قرآن و نهج البلاغه اهتمام جدی داشته باشد و از طریق شرکت در مراکز اسلامی مترقی، بر دانش خود بیفزاید . او همچننین به کار های فرهنگی نیز می پرداخت او پایین تر از خیابان سیروس، کتابخانه ای را اداره می کرد و برای بچه های محروم جنوب شهر کتاب می برد. برای آنها یک برنامه مطالعاتی دقیق را قرار داده بود، برایشان داستان های اسلامی را تعریف می کرد و به این ترتیب، یک حرکت اجتماعی عمیق و به دور از جنجال گروه ها را در میان کودکان و نوجوانان آغاز کرده بود.

زندگی محبوبه مبتنی بر تربیت اصیل اسلامی و برگرفته از فرهنگ عمیق اسلامی بود؛ لذا این شیوه باید الگوی نسل نوجوان و جوان قرار گیرد. او در صف اول حركت‌هاي دانش‌آموزي و اسلامي قرار داشت. سال دوم دبيرستان آخرين سال تحصيلي بود كه نام محبوبه، دانش‌آموز سنگر علم و مبارزه ر ا براي هميشه ثبت كرد. با حضور در جمع مردم تظاهركننده در ميدان ژاله (شهدا) هفدهم شهريورماه سال ۱۳۵۷ هجري شمسي در جمعه‌اي خونين، گل وجود محبوبه چون شقايقي سرخ پرپر شد و ژاله خونش، ميدان ژاله را رنگين ساخت. پيكر پاكش در بهشت زهرا (س) مأوا گرفت. چند سال بعد نيز نامزد(شهيد حسن اجاره دار) و پدر بزرگوارش (شهيد غلام رضا دانش) نيز در حادثه هفتم تيرماه سال ۱۳۶۰ش به شهادت رسيدند و با خون خود انقلاب اسلامي را بيمه كردند

محبوبه زندگي ام

یکی از دوستان شهید محبوبه دانش (خانم آیت اللهی) که آخرین کسی بوده که او را قبل از شهادتش دیده، پس از شهادت محبوبه تفالی به قرآن زده بود و این آیه برای آن شهیده امده بود :

« وَ أَمَّا الَّذینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ»؛

« و اما آن‌ها که سعادتمند شدند، در بهشت جاودانه خواهند ماند، تا آسمان‌ها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگار تو اراده کند».

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1391ساعت 16:4  توسط واثقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز12 12رفتم حجّ.گفتن:باید مستطیع شوی.منم شناسنامه مو آماده کردم .گفتند:خداروشناختی، شیطان رو هم شناختی.گفتم:آره چیزیکه دل امام زمان رو خوشحال کنه میشه خداشناسی و چیزیکه سبب ناراحتی شیطان بشه میشه شیطان شناسی.گفتند:اگر شیطان رو خوب نشناسی نمیتونی خوب رمی جمرات کنی.گفتم:میشناسم.وقتی تک تک نماینده ها رو ولایتی انتخاب کردم و رفتم رای دادم میشه رمی جمرات و این دل آقا امام زمان رو شاد میکنه و لبخند زیبا روی لبهای رهبرم مینشینه.پس دیدی هم خداشناسی بلدم،هم دشمن شناسی و شیطان شناسی

+ نوشته شده در  جمعه 12 اسفند1390ساعت 10:15  توسط واثقی  | 

-پوشش رفتاری زنان:

ولا یُبدینَ زینَتَهُنَّ الّاماظَهَرَ مِنها.وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جیُوبِهِنَّ.(سوره نور آیه 31)

زنان زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست بپوشانند و روسری ها را بر روی سینه بیاندازند.

-زنان هرزینتی که موجب تحریک مردان میشود پنهان کنند.

-هر چیزی که موجب زینت بیشتر زنان میشود،از آن پرهیز کنند.

-زنان روسری ها را تاروی سینه بیاندازند تا زیبایی آن پوشیده شود.

وَلایَضرِبنَ بِارجُلِهِنَّ لِیُعلَمَ مایُخفینَ مِن زینَتِهِنَّ.(سوره نور آیه31)

وهنگام راه رفتن پاهای خودرا برزمین نزنند تا زینت پنهانشان آشکارشود.

-زنان هنگام راه رفتن دربیرون از منزل جلب توجه نکنند.

-با توجه به فعالیتهای اجتماعی توجه مردان را به خودجلب نکنند.

وَقَرنَ فی بُیُوتِکُنَّ ولاتَبَرُّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَّه الاولی.(سوره احزاب آیه 33)زنان پیامبردرخانه بمانندوزنان باآرایشهای زمان جاهلیت درجامعه حضورپیدا نکنند.

حضور زنان بدون پوشش و با آرایش در جامعه نشانه جهل و نادانی است.

3-پوشش گفتاری:

-پوشش گفتاری مردان:

وَلاجُناح عَلَیکُم فیماعرَّضتُم بِهِ مِن خِطبَه النِّساءِاَواَکنَنتُم فی اَنفُسِکُم عَلِم الله اَنَّکُم سَتذکُرونَهُنَّ وَلکن لاتُواعِدوهُنَّ سِرّاًالّااَن تَقولواقولاًمَعروفاً(سوره بقره آیه235)

اگرمردان از زنان خواستگاری کنند و یا در دل تصمیم به این کار دارند،برآنها مانعی نیست ولی پنهانی با آنان قرار زناشویی نگذارندوخواسته خود را به طرز پسندیده مطرح کنند.

-مردان با زنان ارتباط پنهانی نداشته باشند.

-اگر مردی از زنی خوشش آمد،رسماًاز او خواستگاری کند.

-مرد به زن وعده های پنهانی و فریب دهنده ندهد.

-شئونات و منزلت زن باید حفظ شود.

َعنِ الإمامِ الصَّادِقِ عليه السلام قال: برُّوا آبائَكُمْ يَبُرُّكُمْ أبْناوُكُمْ وَ عَفُّوا عَن نساءِالنّاسِ تُعَفُّ نِساوُكُمْ.
امام صادق عليه السلام فرمودند: به پدرانتان نيكي كنيدتا فرزندانتان به شما نيكي نمايند و از ناموس ديگران چشم پوشي كنيد تا ديگران از نظر كردن به ناموس شما خودداري کنند.

-پوشش گفتاری زنان:

یانِساءالنّبی لَستُنَّ کَاَحدٍمِنَ النّساء اِنِ اتقیتُنَّ فَلاتَخضَعنَ بِالقول.

ای زنان پیامبرشما مانندزنان دیگر نیستیدتقواپیشه کنید و با مردان با نرمی و نازکی صحبت نکنید(سوره احزاب آیه 32)

-زنان در گفتار نباید دلربایی داشته باشند و با مردان با عشوه صحبت کنند.

-با مردان درست و نیکو صحبت شود

-زن در صحبت کردن منزلت و ارزش خود را حفظ کند.

قال الامام علي - عليه السلام - : مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعاصي.
امام علي - عليه السلام - فرمودند: معذور بودن از ارتکاب گناه، مايه عصمت و پاكدامني است.

فلسفه پوشش:

ا-فَیَطمَعَ الذّی فی قَلبِهِ مَرَضٌ وَقُلنَ قولاً معروفاً.

ممکن است مردان به واسطه مرض قلبی شان در شما طمع کنند،پس با آنان با زبانی سنگین و نیکو سخن بگویید.(سوره احزاب آیه 32)

2-یاایّهاالنّبی قُل لِاَزواجِکَ وَبَناتِکَ ونِساءالمؤمنینَ یُدنینَ عَلیهَنَّ مِن جلابیبِهِنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرَفنَ فَلا یُؤذینَ.

ای پیامبر به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو که چادر برسر کنند تا شناخته شوند تادر جامعه مورد اذیت وآزارقرار نگیرند.(سوره احزاب آیه59)

-با پوشش مناسب ارزش زن حفظ میشود.

-زنان با حضور در اجتماع و فعالیتهای اجتماعی مورد اذیت و آزار قرار نمی گیرند.

-زنان مؤمن از زنان غیر مؤمن شناخته شوند.

-منزلت زنان مؤمن و با تقوا در جامعه حفظ شود.

-مردان مرض دار در زنان مؤمن طمع نکنند و به آنان تعرض ننمایند.

-آرامش روحی و روانی زن در جامعه حفظ شود.

-زن از امنیت اجتماعی و اخلاقی برخوردار شود. 

            برترین پوشش:

           وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جیُوبِهِنَّ.(سوره نور آیه 31)

       سینه ها و گردنهای خود را با روسری بلند بپوشانند.

یُدنینَ عَلیهَنَّ مِن جلابیبِهِنَّ ذلک اَدنی.(سوره احزاب آیه59)

به زنان مؤمن بگو چادر بر سر کنند

که این کار برای آنها بهتر است

حجاب و پوشش در کلام بزرگان:

امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)
امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.

امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.
حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.

پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبای ‏اش را پایدارتر مى‏کند.

امام باقر عليه السلام فرمودند: برترين عبادت، عفت و پاكي شكم (از غذاهاي نا مشروع) و طهارت دامن است.

قال الْنَّبِيَ صلي الله عليه و آله : لا تُنْزِلُوا النِّساءَ الْغُرَفَ.
پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - فرمودند: زن را در جايگاهي كه بر ديگر جاها اشراف دارد، جاي ندهيد.(زن مانند عروسک نیست که در معرض دید همگان قرار بگیرد.)


آلفرد هیچکاک(فیلمساز مشهور):
زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب، نقاب و روی بندی که  به  کار  می بردندخودبه خودجذاب می نموندو همین مسأله،جاذبه ی نیرومندی به آنها می داد.
امّا به تدریج با تلاشی که زنان این کشور ها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند،حجاب وپوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود،از میان می رود و همراه آن از جاذبه ی جنسی او هم کاسته می شود.
ویکتور هوگو(خالق بینوایان):
اصولاً زن عفیف، زیبا و دل پسند است، وجاهت توأم با وقار و عفّت، به زن قدرتی می دهد که قوی ترین مردان را یارای مقاومت در برابر او نیست، بلکه آنها را به خضوع و تعظیم در مقابل خویش وادار می سازد.

چارلی چاپلین:
دخترم،هیچ کس وهیچ چیزرا در این جهان نمی توان یافت که شایسته ی آن باشد که دختری  ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند
،برهنگی بیماری عصر ماست.  به گمان من، تنِ تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.

ویل دورانت:
آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می گردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضا، ضعیف، و با منع و جلوگیری، قوی می گردد.
مرد   جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی آنکه بداند،حس می کند که این

            خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی، خبر می دهند.

ارزش حیا و عفاف و پوشش :جلوگیری از شیوع فحشاءوحفظ ارزش زن و پاکدامنی زن.

اِنَّ الَذّینَ یُحِبُّونَ اَن تَشیعَ الفاحِشَه فِی الَذّینَ آمَنُوا لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ فِی الدُّنیا وَالآخره.(سوره نور آیه19)

کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد،عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 19:4  توسط واثقی  | 

    گام نخست:

              آموزش حیاء:

1-یا ایُِّّهَا الَذینَ آمَنوا لا تدخُلوا بُیُوتِکُم حتـّی تَستانِسوا و َتُسَلِّموا عَلی اَهلِها. (سوره نور آیه27)

ای اهل ایمان در خانه های غیر خود وارد نشوید مگر آنکه اجازه بگیرید و بر اهل خانه سلام کنید:

الف)شاید اهل آن خانه حتی اگردوست صمیمی شماباشد؛ آمادگی مهمان

نداشته باشد.

ب)شاید کسی در آن خانه بدون پوشش یا برهنه باشد.

ج)برای وارد شدن بر اهل خانه باید سلام کرد.

د)اگر اهل خانه جواب ندادند باید بازگشت و ناراحت هم نشد.

2- یا ایّها الَذّین آمَنوا لِیَستاذِنَکُم الَذّینَ مَلَکَت اَیمانُکُم وَ الَذّین لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم ثلاث مرّاتٍ. مِن قَبل صَلواةِ الفَجر وَ حینَ تَضَعونَ ثیابَکُم مِنَ الضَّهیرة وَ مِن بَعد صَلواةِ العِشاء.(سوره نورآیه58)

الف) خدمتکار منزل و فرزندانی که به سن بلوغ نرسیده اند در سه نوبت باید پشت درب اتاق خواب برای وارد شدن اجازه بگیرند:

                         -پیش از نماز صبح

             -در نیمروز ظهر

 -بعد از نماز عشاء

-شاید پدر و مادر درحال استراحت باشند.

-شاید پدر و مادر آمادگی پاسخگویی شما نباشند.

-شاید پدر و مادر با لباس خواب باشند.

پس باید از وارد شدن به اتاق در بسته پرهیز کرد

3-فَجائتهُ اِحداهُما تمشی عَلی استِحیاء(سوره قصص آیه 25)

 یکی از آن دو دختربا حیاء آمد.

-یعنی زن در امور اجتماعی باید مشارکت داشته باشد.

-زن در مشارکتهای اجتماعی باید با حیاءحضور پیدا کند.

-زن در امور اجتماعی از اختلاط با مردان پرهیز کند.

قال الامام الصّادق عليه السلام : طُوبي لِمَنْ كانَتْ اُمُّهُ عَفِيفَةً.
امام صادق عليه السلام فرمودند: خوشا به حال كسي كه مادرش پاكدامن است
.

                   گام دوم: انواع پوشش

                      1 -پوشش عمومی

فَبَدَلَّهُما بِغُرورٍ فَلَمَّا ذاقا الشَجَرَةَ بَدَت لَهُما سَوآتُهُما وَ طَفِقا یَخصِفان عَلَیهِما مِن وَرَقِ الجنَّة.(سوره اعراف آیه22)

وقتی آدم و حوا فریب شیطان را خوردند،عورتهای آنها پیداشد و خود را با برگهای بهشت پوشانند.

-آدم و حوا با اینکه به هم حلال بودند،ولی از برهنگی خود شرم کردند.

-برهنگی در شأن و منزلت انسان نیست.

قال الامام الصّادق عليه السلام : وَ الْعِفَّةُ وَ ضِدُّها الْتَّهَتُّكُ.
امام صادق عليه السلام فرمودند: يكي از سجاياي اخلاقي، عفت است كه ضد آن همان بي پروائي است.

2-پوشش مردان: قُل لِلمؤمنینَ یَغُضُّوا مِن اَبصارِهِم وَیَحفَظوا فُروجَهُم.(سوره نور آیه 30)

مردان مؤمن چشمان خود را بپوشانند و عفاف خود را حفظ کنند.

-پوشش چشم و عورت ابتدا به مردان توصیه شده است.

-مردان باید پاکدامنی را درپیش بگیرند تا عفت درجامعه رونق یابد.

3-پوشش زنان:قُل لِلمؤمنات یَغضُضنَ مِن اَبصارِهِنَّ وَ یَحفَظنَ فُروجَهُنَّ (سوره نورآیه31).

زنان نیز چشمان خود را بپوشانند و عفت خودرا حفظ کنند.-در جامعه پوشش زن و مرد باید توأمان باشد.

عن الامام علي - عليه السلام - قال: قُرِنَتِ الْعِصْمَةُ بِالْحِكْمَةِ وَ كُلَّما قَوِيَتِ الْحِكْمَةُ ضَعُفتِ الشَّهْوَةُ.
امام علي - عليه السلام - فرمودند: حكمت، با عصمت و پاكدامني همراه است و هرگاه كه حكمت در آدمي تقويت شود، شهوت او تضعيف مي گردد
.

2 -پوشش رفتاری:

1-پوشش رفتاری مردان:

وَاِذاسَألتُمُوهُنَّ مَتاعاًفَسئَلُوهُنَّ مِن وَراءِحِجاب.ذلِکُم اَطهَر لِقُلُوبِکُم وقُلُوبِهّنَّ.

هرگاه از زنان پیامبرومؤمن کالایی را خواستید،ازپس پرده بگیرید تا دلهای شما و آنان پاک بماند.

-مردان نباید رو در روی زنان بایستند.

-مردان برای دادن کالا و جنس از پشت پرده بگیرند.

-در هنگام مراجعه به درب منزل،پشت در بایستند.

زیرا:قلب و دل او و زنان پاک و مطهر بماند.

عَن الامام علي - عليه السلام - قال: مَنْ اُلْهِمَ الْعِصْمَةَ أمِنَ الزَّلَلَ.
امام علي - عليه السلام - فرمودند: كسي كه متصفت به پاكدامني است، از لغزشها مصون ميماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 19:1  توسط واثقی  | 

-حفظ چشم و گوش(جلسه یازدهم)

از برکت وجودِ شما دَم گرفته ایم                                                             اقرار میکنم که ز دربار فیضتان

اذن عزا و روضه و ماتم گرفته ایم                                                              بی عرضه بوده ایم، اگر کم گرفته ایم

ما دخل و خرج و رزقِ تمامی سال را                                                     این روزها که روضه خون و عطش به پاست

از گریه های ماه محرم گرفته ایم                                                                  مثل هوایِ ابری عالم،گرفته ایم

ما را زآفتاب قیامت هراس نیست                                                                 راه ورود عمه ی سادات بوده است

تا سر به زیر سایه ی پرچم گرفته ایم                                                                سقف ورود هیئت اگرخَم گرفته ایم

ما مرده را به ذکر شما زنده می کنیم

این معجزه ز سوره ی مریم گرفته ایم

-زبان دروازه عقل و گوش دروازه سخن و چشم دروازه عبرت آموزی

حفظ گوش:(سوره اسراءآیه 36)وَلاتَقَف مالَیسَ لَکَ بِهِ عِلم اِنََّ السمع والبصَرَ والفؤادکلّ اولئک کانَ عَنه مسئولا.از آنچه نمی دانی و به آن علم نداری،پیروی نکن زیراچشم و گوش وقلب همگی مسئولند.

1-هرچیزی راوارد گوش نکنیم زیرا از راه گوش همه چیز به قلب سرایت میکند.

2-ببین چه سخنی دردلت خیر و اعمال نیک را به وجود می آورد فقط آن را گوش بده.

3-توجه کن سخن گوینده چه اخلاق نیکویی را در تو به وجود می آورد.

سوره نور آیه19(اِنََّ الذّین یُحِبّون اَن تَشیعَ الفاحشهُ  فِی الذّین آمَنوالَهم عذاب الیم فی الدنیا والآخره.) کسانی که تلاش می کنند تا فحشاء و زشتیها در بین شمامؤمنین گسترش پیدا کند و آنها در دنیا و آخرت دچار عذاب دردناکی خواهند شد.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:مَنِ استَمَعَ الی اللهو یُذابُّ فی اُذُنه الاُنُک.پیامبر فرمودند :هرکس به سخنان لهو و بیهوده گوش دهد در گوشهای او سرب داغ ریخته خواهدشد.

-حفظ چشم:هرآنچه بر ما حلال نیست چشم بپوشیم.مگر برای بصیرت افزایی.

قال علی علیه السلام:العُیُونُ مَصائدُ الشّیطان.چشمها دام های شیطان می باشند.

حکایت برصیصا:

    -حفظ دست وپاشکم وعورت(جلسه دوازدهم)

ای خدا با تو من امشب سر سودا دارم                                                                 تا کنم پیروی از آن پدر مظلومم

شوق دیدار تو در صحنه فردا دارم                                                                     بهر شق القمری حامی و سقا دارم

تا که جاوید بماند به جهان دین نبی                                                                 تا کنم شاد دل فاطمه و قلب حسن

  بهر قربانی او اکبر زیبا دارم                                                                           طفل شش ماهه و هم قاسم رعنا دارم

تا که رونق بدههم مستی بازار غمت                                                                             سر اگز هست فقط در تو از بهرِ

خواهر خون جگر و زینب کبری دارم                                                                    نیزه و مطبخ وهم دیر نصاری دارم

دخت ویرانه نشین وپسر بیماری                                                                          بهر جانبازی در راه تو تا فردا ظهر

بهر ماندن وسط آتش اعدا دارم                                                                          ناله و زمزمه و شیون وغوغا دارم

هرکه خواهد که غنیمت ببرد گو آید

کهنه پیراهن و انگشتر اعلاء دارم

 حفظ پا:

       1-هرجا و مکانی حرام است نرویم

2-پا را مرکب برای هر کاری قرار ندهیم

3-با پا در مسیر دین قدم برداریم.(جهاد درراه دین،مهاجرت جهت دورشدن از کفر و تبلیغ دین-قدم برداشتن برای نیازهای مؤمنین-قدم برداشتن برای علم)

4-در راه صراط مستقیم قدم برداریم .

قال رسول الله صل الله علیه و آله:فَمَن تَرَکَ الجِهاد اَلبَسَه الله ذُلّا وَفَقرافی مَعیشته ومَحقافی دینه اِنَّ الله اَعَزّ اُمَّتی بِسنابِک خَیلَها ومَراکز رِماحِها.پیامبر فرمودند:آن کس که جهاد را ترک گوید،خدابر اندام او لباس ذلت می پوشاند وفقر و احتیاج زندگی وتاریکی بر دین او سایه می اندازد.خداوند پیروان مرا به وسیله سم اسبانی که به جهاد میروند و به وسیله پیکانها و نیزه ها عزت می بخشد.

حفظ دست:

1-برچیزی که برتو حلال نیست دست دراز نکن زیرادچار عذاب الهی و سرزنش مردم خواهی شد.

2-دستت را برای چیزهای واجب باز کن.

3-از برداشتن چیزهای مباح نیز دست بکش.

4-دستت را برای اعمال مستحبی بسیار باز کن.

حفظ شکم:

1-شکم جایگاه حرام نشود حتی کم.

2-از غذای حلال به اندازه اش بخورتا حدی که فقط نیرو بگیری.

3-برای ارضای شکم تن به ذلت و خواری نده زیرا از دست دادن مردانگی میشود.

4 -در هنگام گرسنگی و تشنگی شکم را حفظ کنیم زیرا پرخوری سبب سوء هاضمه میشود.

5 -زیرا پرخوری سبب بازماندن انسان ازکارهای خیر خواهد شدوانسان از کارهای کریمانه دور خواهدشد.

حفظ عورت:

1-آنچه که حلال نیست ازآن پرهیز کنید.

2-راه جلوگیری از تحریکات شهوانی چشم پوشی از نامحرمان است.

3-با یاد مرگ و خوف از گناهان شهوت را باید کنترل کرد.

4-عصمت وپاکی و حیا را باید از خدا درخواست کرد.

       ب)صفات نما زگزار بعد از اقامه نماز(جلسه سیزدهم)

ای یاد تو در عالم آتش زده بر جانها                                                           کز یاد توچون سوزد تا روز جزا جانها

هر جا ز فراق تو چاک است گریبانها                                                              در دفتر آزادی نام تو بخون ثبت است

ای گلشن دین سیراب با اشک محبانت                                                               شد ثبت بهر دفتر با خون تو عنوانها

از خون تو شد رنگین هر لاله به بستانها                                                  اینسان که تو جان دادی در راه رضای حق

بسیار حکایتها گردید کهن اما                                                                           آدم بتو می¬نازد ای اشرف انسانها

جان سوز حدیث تو ثبت است بدورانها                                                                قربانی اسلامی با همت مردانه

یکجان بره جانان دادی و خدا داند                                                                 ای مفتخر از عزمت همواره مسلمانها

-ادای حقوق خویشاوندان:

1-بزرگترین و واجبترین حق مادراست،مادر رحم است،مظهرعطوفت است و خویشاوندان به واسطه رحم مادر حقوق آنها واجب میشود.

-حق مادر:(سوره لقمان آیه13الی15)

الف)او ترا در رحم خود پرورش داده واز میوه دل خود ترا تغذیه نموده است.

ب)با چشم و گوش و دست و پا و تمام اعضاء و جوارح خود از تو نگهدار کرده است.این نگهداری را با خوشرویی و شادی انجام داده است.

ج)او برای نگهداری توهر سختی و رنج ومرارتی را تحمل کرده است.

د)ترا از همه بلایا و آفتها دور نگه داشته است وراضی بوده که خود گرسنه باشد وتو سیر.

ذ)تورا لباس پوشانده وخود برهنه وترا سیراب کرده و خود تشنه،ترا در سایه قرار داده و خودش در آفتاب.

ر)با بیچارگی و درماندگی به تو نعمت داده و با بیخوابی لذت خواب را به تو چشانده.

س)شکمش ظرف پرورش تو و دامنش محل پرورش تو و پستانش چشمه نوش تو و جانش نگهدار تو بوده است.

ش)همه سختیها و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو تحمل کرده است.حال چقدر می توانی سپاس این نعمت را به جا بیاوری.

حکایت حضرت موسی و قصاب.

-حق پدر:پدر ریشه است وفرزند شاخه ،پس اگر صفت پسندیده و خوبی در خود دیدی بدان از پدراست و قدر این نعمت را باید بدانی و خدا را به خاطرآن ستایش کنی.

-حق فرزند:پدر و مادر فرزند ازآن شماست،اگر خوب است ازشماست و اگربد است از شماست.

-ببین چطور اورا پرورش دادی؟چگونه او را در راه خدا راهنمایی کردی؟در انجام تکلیفش در راه اطاعت خدا چقدر کمکش کردی؟در این باره تو مسئول هستی و هرقدر تلاش کردی،پاداش میگیری.

-در تربیت فرزند آنقدر تلاش کن که اثر خوبی از تو باقی بماند(باقیات صالحات)

-اگر سرپرست خوبی بودی دارای اجر و پاداشی نیکو از جانب خداوند خواهی بود.

-حق برادر:برادر دست و بازوی انسان است و پشت و پناه توست،پس به او پناهنده شو.عزت تو در این است که به اعتماد کنی و قوت و نیروی تو در این است که به او وصل شوی،پس او را سلاحی برای معصیت و گناه قرار نده و او را ابزاری برای ظلم و ستم در جامعه قرار نده .پس از یاری رساندن او در کار خودش و یاوری کردن او در برابر دشمنش باش و حائلی باش برای او و اعمال شیطانیش و او را پند و نصیحت کن تا به سوی خداوند برود و اگر فرمانبردار خدا شد از جهت دهی او به سوی خدا کوتاهی نکن و اگر در جهت خدا قرار نگرفت باید خدا را براو مقدم بدانی.

-ادای تکلیف همسر نسبت به یکدیگر:

الف)همسروسیله آرامش و رفاه وانس و نگهدارنده توست.

ب)همسران برای هم نعمتی از جانب خدا هستند برای یکدیگر.

ج)پس یگدیگر را احترام کنند،تکریم کنند یکدیگر را،سازگار و مدارا کنند با یکدیگر.

د)بر هردو واجب است که حقوق یکدیگر را نسبت به هم انجام دهند.

ذ)مرد بر زن خود سختگیری نکند و با او با مهربانی و انس برخورد کند .

ر)ادای غریزه جنسی نیز واجب است زیرا سبب آرامش و آسایش است.

-ادای تکلیف نسبت به جامعه(جلسه چهاردهم)

این اسبها که روی تن تو دویده اند                                                                     تنگ غروب در پی هفده سر دگر

طرحی جدید از بدنت آفریده اند                                                                   عکس  تو ا به صفحه نیزه کشیده اند

ای عطر سیب سرخ ، تمامی قافله                                                                        در زیر آفتاب همه برق می زنند

از روی نیزه رایحه ات را شنیده اند                                                            سر نیزه های کوفی عجب آب دیده اند

ساعات عصر ابر سیاه براده ها

از هم تمام پیکرتان را بریده اند

 --ادای تکلیف در برابر کسی که نیکی و احسان میکند:

الف)به خاطر احسان و نیکی که کرده،از او تشکر کنی.

ب)نیکی و احسان او را همیشه به خاطر بیاوری.

ج)در باره او به نیکی صحبت کنی

د)وقتی با خدا خلوت میکنی ،با خلوص نیت دعایش کن.

ذ)اگر توانستی خوبی و احسان او را تلافی کن و اگر نتوانستی در صدد باش که تلافی کنی.

  -ادای وظیفه در برابر همنشین:

الف)با او نرمخو و خوش رفتار باش. 

ب)در صحبت کردن با او انصاف داشته باش واگر مشغول کاری هستی ،در چشم برداشتن از او زیاده روی نکن

ج)سعی کن سخنت را به او بفهمانی .

د)اگر تو به دیدن او رفتی و در کنارش نشستی برخاستن به اختیار توست.

ذ)اگراوبه دیدن توآمدودرکنارتونشسته،پس برخاستن به اختیاراوست واگرخواستی بلندشوی از او اجازه بگیر.

-ادای تکلیف بر همسایه: (سوره نساء آیه 36)

الف)در غیبت و نبودن او نگهبانش باشی واگر حاضر باشد اورا کرامت کنی.

ب)همیشه یار و یاور او باش و به او کمک رسانی کنید.

ج)عیبهای اورا پی گیری نکن و بدی های او را جستجو نکنید.

د)اگر خواسته و یا ناخواسته از عیبهای او مطلع شدی،مانند دژی مستحکم برعیب او پرده پوشی کنید،طوری که هرچه در دلت کنکاش کنند نتوانند به آن برسند.

ر)اگربر علیه او سخنی گفته شد که او آگاه نیست،به آن گوش نده.

ز)به هنگام سختی او را تنها نگذار و در هنگام نعمت به او حسادت نکن.

س)از خطا و لغزشش چشم پوشی کن و اگر با تو رفتاری جاهلانه داشت،بردبار باش و با او مدارا کن.

ش)با او سازگار باش ودشنام دیگران را نسبت به او دفع کن.

ص)فریبکاری دیگران را نسبت به او خنثی کن و با او رفت و آمدی کریمانه داشته باش.

قال رسول الله صلی الله علیه وآله:اثنان لاینظرُالله الیهم یوم القیامه قاطعُ الرحم و جارُالسُّوء.

پیامبر فرمودند:دوگروه در روز قیامت خداوند به آنها نظر نمی کند،یک گروه کسانی که قطع رحم کردند و گروهی که موجب اذیت و آزار همسایه را فراهم کردند.

-حق شریک وتکلیف مال و دارایی(جلسه پانزدهم)

در تو بینم خیمه های سوخته                                                در تو بینم سینه و سم ستور

کام خشک و دامن افروخته                                                                               در تو بینم جسم هفتاد و دو تن

در تو بینم صورت و خاک تنور                                                                        غرق خون افتاده بی غسل و کفن

در تو بینم گریه ی دُردانه ها                                                                       تشنه لب جان داده زیر خارها

 کعب نی برروی کتف و شانه ها                                                                 در تو بینم چهره ها از خون خضاب

در تو بینم یاس نیلی پوش ها                                             بر لب طفلی نوشته آب آب

 در تو بینم خون روان از گوش ها                                                              وای وای ای ماه ماتم! بازگرد

در تو پیدا آتش تاب و تب است                                                                         ای هلال غصه و غم! بازگرد

 صورت یک مرکب بی صاحب است                                                                    باز شو ای ماه اشک و ماه آه

در تو می بینم که از خون جبین                                                                          ترسم آید شمر دون در قتلگاه

شسته وجه الله روی نازنین                                                                                سوخت قلب عالم و آدم بس است

در تو می بینم یتیمی بارها                                                                                شعله بر دل ها مزن میثم بس است

-حق شریک:

الف)اگر او غایب است تو کار او را به نحو احسن به عهده بگیر و اگر حاضر است،برادرانه با او رفتار کن.

ب)در انجام کارها بدون مشورت و نظرخواهی او کاری انجام نده و سرخود عمل نکن.

ج)در تصمیمات خود بدون مشورت با او کاری انجام نده.

د)مالش را برای او حفظ کن،کم و یا زیاد در مال او خیانت نکن.

ر)تا وقتی دو تا شریک به هم خیانت نکردند،دست خدا بر سرشان است .

-تکلیف مال و دارایی:

الف)مال را از راه حلال باید به دست آورد و در راه حلال آن را به کار برد.

ب)مال را نباید بی جا خرج کرد(تبذیر)و از راه نادرست به دیگری منتقل نکرد.

ج)مال را وسیله نزدیکی به خدا قرار بده و وارثی که سزاوار نیست،مال را در اختیارش قرار ندهی.

د)اگر وارث خوبی نداری که مالت را در راه اطاعت خدا صرف نمی کند قرار ندهی که در گناهان او تو شریک هستی.

ر)اگر وارث اموالت کسی است که در راه خدا و بهره مندی به کار می برد،در اختیار او قرار دهی که در بهره دنیا و آخرتی آن تو سهیم هستی.

س)اگر اموال در راه صحیح و حلال صرف نشود بار گناه و افسوس و پشیمانی با ندامتش برای توست.  

   قال موسی بن جعفر علیه السلام:اِنَّ اهل الاَرضِ لَمَرحومونَ ماتَحابّوا وَاَدّوا الاَمانه وَعَملوا الحَقّ. مولا می فرمایند:مردم در تمام کره زمین در رحمت و آسایش هستنند تا وقتی که دارای سه صفت باشند:اول اینکه یکدیگر را دوست داشته باشندونسبت به هم علاقه انسانی داشته باشند.دوم اینکه در امانتهای مالی یکدیگر خیانت نکنند و سوم اینکه اعمالشان بروفق حق و عدل باشد.

حکایت پیامبر و سلمان و ابوذر.

-حق مشورت کننده و مشورت شونده: (جلسه شانزدهم)

این قوم چه شد سر ز تن تو ببریدند                                                                  رأس تو بریدند و سر نیزه نهادند؟

 بر روی تو بی جرم و گنه تیغ کشیدند؟                                                            تشنه به کدامین گنهت سر ببریدند

آخر نه به کوفه ز تو دعوت بنمودند                                                                    با کشتن تو خشم خدا را بگزیدند؟

آخر به چه جرمی ز تنت جامه ربودند؟                                                       آخر به چه جرمی به تنت اسب دواندند

آخر به کدامین گنهت آب ندادند                                                                اهل حرمت را به اسارت بکشاندند؟

آخر به کدامین گنه ای خسرو خوبان                                                            کردند تن پاک تو پامال ستوران ؟

این قوم اگر مسلم و بر دین تو هست                                                            با سنگ جفا از چه جبین تو شکستند؟

با آن همه نامه ز چه پیمان بشکستند                                                                با تیر دریدند چرا حنجر اصغر

بر خیمه گهت آب روان را ز چه بستند؟                                   در خون بنشاندند چرا قامت اکبر ؟

رأست به چه جرمی به سر نیزه نشاندند                                                            سقای خیام تو چرا تشنه بکشتند

اهل حرمت در غل و زنجیر کشاندند؟                                                           عباس علمدار تو را تشنه بکشتند؟

حق مشورت کننده:

الف)کسی که برای مشکلش از شما نظرخواهی میکند،اگر رای درستی به نظرت میرسد او راهنمایی کن و در نصیحت و خیرخواهی او کوشا باش.

ب)خودت را جای او بگذار و هر چه می دانی در مشورت در اختیارش بگذار.

ج)پند و نصحیحتت را با مهربانی و نرمخویی بیان کن زیرا نرمی تو سبب میشود اوآرام شود.

د) اگر در سخنت سختگیر باشی او میرمد و تشویشش زیاد میشود.

ذ)اگر در راه حل مشکلش چیزی به ذهنت نمیرسد او را به کسی که مورد اطمینان توست و در رای مشورت او را قبول دار ی به او معرفی کن.

ر)در حق او کوتاهی مکن و از خیر خواهی و خیر اندیشی برای او دریغ نکن.

قال الصادق علیه السلام:مشاوره العاقِلِ الناصحِ رُشدٌ ویُمنًٌ و تَوفیقٌ من الله.مولا می فرمایند:مشورت با افراد عاقل و دلسوز،راهنمایی و مبارکی در پی دارد و برای انسان توفیق الهی فراهم میکند.

تکلیف در قبال مشورت شونده:

-مشکلی پیدا کردی و میخواهی با کسی مشورت کنی چه وظیفه ای داری؟

الف)اگر راهنمایی به تو کرد که تو موافق آن نظر نبودی،او را متهم به نادانی و غیره نکن،زیرا آرا و نظر مردم متفاوت است و هرکس نظری دارد.

ب)اگر تو با او مشورت کردی مختاری که بپذیری یا نپذیری،از او سپاسگزاری کن و تشکر نما زیرا او تلاش خود را کرده که رای و نظر خوبی به تو ارائه دهد.

ج)اما اگر نظرش را پسندیدی از او بسیار سپاسگزاری کن و مانند برادر با او رفتار نما.

د)به دنبال فرصتی باش که اگر برای او هم مشکلی پیش آمد که برای مشورت پیش تو آمد او را به خوبی راهنمایی کنی وپاداش احسان و نیکی او را بدهی.

قال علی علیه السلام:مَن شاوَرَ ذَوی العُقول استَضاءَ بِاَنوارِ العُقُول.مولا می فرمایند:هرکس با صاحب عقل و بینش مشورت کند،از روشنی های عقول بهره می گیرد.

-حقوق نصحیت کننده و نصیحت شونده:(جلسه هفدهم) 

انگار تمام رعدها می غرّند                                                              وز خاک درش بوسه ستاندن چه خوش است

انگار تمام نخل ها مُضطرّند                                                                   یک روز وضو گرفتن از آب فرات

ای کاش که آسمان زهم نشکافد                                                    وندر حرمش نماز خواندن چه خوش است

دارند سر امام را می بُرّند..                                                                   دلم عمريه پا بستِ حسينه

انگار زمین جهنمی بی دود است                                                                وجود من كه از هستِ حسينه

وَ پنجره های آسمان مسدود است                                                           هر آنچه داده دين و دنيا داده دستم

قرآن بسیار بوده بر نیزه ولی                                                                            خدا داند كه از دستِ حسينه

این نسخه اش از چه روی، خون آلود است؟!                                                    شدم پيرِ غمت مولاي عطشان

در پای حسین سر فشاندن چه خوش است                                                    چه كردي با دلم اي جانِ جانان

حقوق نصیحت شونده:

الف)کسی که نیاز به نصیحت شما دارد،چگونه با او رفتار می کنید؟

-به اندازه ظرفیتش او را باید پند و نصیحت داد.

-از لحاظ روانی  طوری با رفتار کنیم که خوشش بیاید و خوشحال شود.

-پند و نصیحت به گونه ای باشد که وجودش و عقلش طاقت آن را داشته باشد.

-اندازه عقل او را باید سنجید  وهر سخنی که مناسب است بیان کنیم.

-با او باید بسیار مهربان باشیم.

عَن الحسین علیه السلام:مِن دَلائل العالم اِنتِقادُهُ وَعِلمُهُ بِحقائق فُنونُ النَّظر.

امام حسین علیه السلام فرمودند:از عوامل ارشاد مرد عالم این است که خود،گفته خویش را مورد انتقاد قرار دهد،حقایق را از جهات مختلف ببیند و از آنها آگاه گردد.

-حقوق نصیحت کننده:

الف)کسی که مرا نصیحت می کند باید از او سپاسگزار باشم و در مقابل او زبان نرم و رفتاری شایسته داشته باشیم.

ب) دل و گوش را به او بسپاریم و اندرزهایش را به جان بخریم وآن را خوب بفهمیم.

ج) به پندها و نصحیت های او خوب فکر کنیم و اگر نصیحتش را درست و صحیح دیدیم،خدا را سپاسگزار باشیم و قدر پند و نصیحتش را بدانیم.

ر)اگر نصیحتش درست و صحیح نبود با اومهربان باشیم و او را متهم نکنیم.

ز)اگر نصیحت به ذائقه تو خوب نبود،بدان او تلاش خود را کرده است و برای تو کوتاهی نکرده،فقط اشتباه کرده است .

س)اگر نسبت به او بدگمان هستی و سوء ظن داری ،برای سخن او ارزشی قائل نباش.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:المؤمن مِرآه اخیه یُمِیطُ عَنه الاَذی.پیامبر فرمودند:مؤمن آیینه برادر خود می باشد،ناملایمات و بدیها را از او دور میکند.

پیامبر فرمودند:رَحِمَ الله مَن اَهدی اِلیَّ عُیوبی.رحمت الهی شامل کسی باد که مرا مورد عنایت قرار داده و عیوب اخلاقی را به من اهدا می کند.

قال علی علیه السلام:نُصحُکَ بَینَ المَلاءِ تَفریعٌ.مولا فرمودند:نصیحت کردن تو برای دیگری در ملا عام و دید مردم ،سرکوب کردن حیثیت و شخصیت کسی است که اندرزش میدهی.

عَن العسگری علیه السلام:مَن اَخاه سرّاًفَقَد زانَه وَمَن وَعَظَهُ عَلانیهً فَفَد شانَهُ.امام فرمودند:کسی که برادر خود را در خفا و پنهانی نصیحت کند،او را زیبا کرده و کسی که آشکارا اندرز دهد،باعث زشتی او میشود.

رمز موفقیت در نصیحت کردن:

قال الصادق علیه السلام:مَن کانَ رَفیقاً فی اَمرِهِ نالَ ما یُریدُ مِنَ الناس.مولا فرمودند:کسی که با دیکران به رفق و مهربانی عمل کند و رفتاری ملایم و زیبا داشته باشد،به خواسته ای که از مردم دارد،زودتر میرسد و در پند و نصیحت موفق تر است.

-حق سائل و حق مسئول(جلسه هیجدهم)

تا ابد جلوه گه حق و حقیقت سر تست                                                             درس مردانگی عباس بعالم آموخت

معنی مکتب تفویض علی اکبر تست                                                     چونکه شد مست از آن باده که در ساغر تست

ای حسینکه توئی مظهر آیات خدا                                                              خواهر غم زده ات دید سرت برنی گفت

این صفت از پدر و جد تو در جوهر تست                                                    آنکه باید به اسیری برود خواهر تست

طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند                                                    آن حسينى كه خدا كرده دو صد تحسينش

آنکه بر مرگ زند خنده علی اصغر تست                                                 دو امیر است و بود خلق جهان مسكينش                                                  

 تا كه سرمشق بگيرد بشر از اين هدفش                                          هدف تير بلا ساخت على اصغر خويش

       آب مهريه زهرا و لب آب فرات                                                                     آن سو نگران، نگاه پيغمبر بود

 تشنه جان داد كه تا زنده بماند دينش                                           خورشيد، رسولِ آه پيغمبر بود

آن حسينى كه شرف يافته دين از شرفش                                                         اى تيغ پليد! مى شكستى اى كاش

 سر و جان داد ز كف تا نرود دين ز كفش                                          آن حنجره، بوسه گاه پيغمبر بود!

-حق سائل:

الف)اگر نیازمندی،به دلیل نیازش ازشما درخواستی کرد،اگر به راستگوییش یقین داری،ومیتوانی نیازش را بر طرف کنی،درخواستش را اجابت کن.

ب)برای بطرف شدن فقر و تنگدستی اش دعا کن.

ج)در انجام درخواستش او را یاری کن و سعی در برطرف شدن فقرش کن.

د)اگر در صداقت و راستگوییش شک داری و بدگمان هستی و به آن یقین نداری،شیطان را از دلت بیرون کن که سبب میشود تو از انجام کار خیر بی بهره بمانی.

ذ)او وسیله ای شده بین تو وخدا تا به بهره برسی،پس چشمهایت را ببند و به نیکی و خوبی درخواستش را اجابت کن.

ر)اگر بر نفس خویش غلبه پیدا کردی و این ظن و گمان را برطرف کردی و خواسته ا ش را اجابت کردی، این کار یزرگ و شایسته ای است که انجام دادی.

حق مسئول:

الف)اگر تو نیازی داشتی و از کسی کمک خواستی،اگر چیزی به تو بخشید،پس سپاسگزار باش و قدر شناس احسان و نیکی اتو باش.

ب)اگر چیزی به تو نبخشید،او را معذور بدار و در حق او خوش گمان باش.

ج)پس بدان اگر چیزی به تو نداده مال خودش بوده و نخواسته و یا نتوانسته بدهد.

ح)اگر او را ظالم می پنداری ،بدان در حفظ مالش سرزنشی بر او نیست.مواظب باش که آدمی بسیار ظالم و ناسپاس است.

-حق شاد کننده وحق کسی که بدی کرده(جلسه نوزدهم)

 پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟                                                           باران تیر بود که می آمد از کمان

این سرزمین غمزده در چشمم آشناست                                                           بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست

این خاک بوی تشنگی و گریه می دهد                                                             افتاد پرده ، دید به تاراج آمده ست

پگفتند:«غاضریه» و گفتند:«نینوا»ست                                                         مردی که فکر غارت انگشتر و عباست

دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح                                                          برگشت اسب از لب گودال قتلگاه

آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست                                               افتاد پرده، دید که در آسمان عزاست

توفان وزید از وسط دشت، ناگهان

افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست

 یحیای اهل بیت در آن روشنای خون

بر روی نیزه دید سر از پیکرش جداست

 توفان وزید، قافله را برد با خودش

شمشیر بود و حنجره و دید در «منا»ست

 -حق شاد کننده:

الف)کسی که بوسیله خداوند شادی ترا فراهم کرده است،اگر به خواست خودش باشد،پس خدا را حمد و ستایش کن.

ب)پس به اندازه ای که شایسته است  از او سپاسگزاری کن و به خاطر اینکه ترا شاد کرده و خشنودی ترا فراهم ساخته،پاداشی به او بده ویا درصدد باش تا پاداشی به او بدهی.

ج)اگر ناخواسته و بدون اطلاع ترا شاد کرده است،خدا را ستایش کن و از او تشکر و سپاسگزاری و بدان به خواست خداوند او وسیله شادی تو بوده است.

د)پس به خاطر این نعمتی که خدا داده و او سبب خشنودی تو شده و تو بهره مند شدی،خیرخواه او باش.

ر)اسباب و وسایل که نعمت از طرف خدا هستند،همیشه پابرجاهستند و مایه برکت می باشند.

قال الصادق علیه السلام:اَحَبَّ الاعمالِ الی الله سُروُر تُدخله علی مؤمنٍ تَطرُدُ عَنه جوُعَتَهُ اَو تَکشِفُ عَنهُ کُربَتَهُ. مولا فرمودند:محبوبترین کارها نزد خدا شاد کردن مؤمن است،گرسنگی را از او دور کنی ویا گرفتاری و درماندگی را از او برطرف نمایی.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:اَقرَبُ ما یَکونُ العَبدُ الی الله عَزَّوجَلَّ اذا اَدخَلَ عَلی قَلبِ اَخیه المؤمن مَسَرَّهً.پیامبر فرمودند:نزدیکترین جایی که بنده به خدا نزدیک میشود،آن جایی است که دل برادر مؤمن خود را شاد کند.

حقوق کسی که به شما بدی کرده است:

الف)اگر این بدی از روی قصد و غرض نبوده است،پس او را ببخش و از او درگذرتا سبب کدورت نشود و با رفتار الهی با او رفتار کرده باشی.

ب)خداوند میفرماید:اگر کسی ستمی کرد یا درآن ستم و ظلم یاری کرد تلافی کنید اشکالی ندارد ولی صبر و شکیبایی بهتر است . خداوند میفرماید:اگر خواستید تلافی کنید،فقط به اندازه همان ستمی که کرده تلافی کنید.

ج)اما اگر ظلمش از روی عمد و غرض نبوده است،او را ببخش که این خود مجازات است برای او.با او رفق و مدارا داشته باش و با نرمی و لطافت برخورد کن.

قال علی علیه السلام:لا یَحیفُ علی مَن یُبغِضُ ولایأثم فیمَن یُحِبّ.مولا فرمودند:پرهیزکاربر کسی که با او دشمنی دارد،ظلم نمی کند و به خاطر کسی که دوستش دارد،گناه نمی کند.

قال علیٌّ علیه السلام:مَن عَفی عَنِ الجرائمِ فَقَد اَخَذَ بِجَوامعِ الفَضل.کسی که زشتی های دیگران را ببخشدبه همه فضیلتها دست یافته است.                                                                  

-رسیدگی به حساب خود(جلسه بیستم)

به سردار بی لشگر کربلا                                                 به هر کوی و هر بزم و هر انجمن  

   به سرهای لب تشنه از تن جدا                                                           سرم خاک پای حسین و حسن

به قرآن زیر سُم اسب ها                                                                           پدر در دوگوشم سرود این سخن 

  به خونی که شد خونبهایش خدا                                             که ای نازنین طفل دلبند من

به جسمی که او را کفن شد حصیر                                                                 حسینی بمان و حسینی بمیر 

امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر                                                                                امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:حاسبوا قبل اَن تحاسبوا.به حساب خود رسیدگی کنید قبل از اینکه به حساب شمارسیدگی شود.

-هو اسرع الحاسبین:خداوند بهترین و سریعترین حسابرس است.

-کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا:نفس انسان بهترین حسابرس است.

-حسابرسی در قیامت:

الف)گروهی که سریع الحساب هستند:فَاَمّا مَن اوتی کِتابِهِ بِیمینه.فَسوفَ یُحاسبُ حساباً یَسیرا.کسانی که کتاب اعمالشان به دست راستشان داده میشود و مسرور شاد به طرف خانواده شان میروند.(سوره انشقاق)

ب)گروهی که مستقیم به جهنم میروند:وَاَمّا مَن اوتی کِتابِهِ وراءَ ظَهرِهِ.کسانی که کتاب اعمالشان به پشتشان آویزان است و در شعله های سوزان میسوزند.(اصحاب المشئمه)

ج)کسانی که بدون حساب به بهشت میروند.اصحاب المیمنه (سوره واقعه)

د)کسانی که بسیار سخت حسابرسی میشوند:(یخافون سَوء َالحساب)کسانی که در برزخ هستد.

انواع دنیایی که ما از اول خلقت بودیم تا قیامت:

1-عالم روح (سوره قدر)        2-عالم جنینی که انسان در سه دنیای تاریک رشد میکند.(رحم مادر،کیسه جنین و کیسه آب)       3-عالم زمین     4-عالم برزخ      5-عالم محشر      6-بهشت           7-جهنم

 

پیامبر مکرم اسلام فرمودند:در تفسیر(یَومَ یُنفِخُ فِی الصّورفَتاتُونَ اَفواجا)آیه18سوره النّباء

ده طایفه از امت من به طورپراکنده محشورمی شوند،خداوند آنها را از میان مسلمانان مشخص فرموده: صورت بعضی از آنها به شکل میمون و بوزینه است وبرخی به صورت خوک و بعضی وارونه که پاهایشان بالا وصورتشان پایین است ودر این حال به صورتهایشان به زمین کشیده می شوند.بعضی کورند و به این طرف وآن طرف میروند.بعضی کرو گنگ هستند و شعورندارند.بعضی زبانهای خود رامی جوند وچرک از دهانشان جاری میشودکه اهل محشر از بوی گندآن ناراحت میشوند.بعضی دست وپایشان بریده،بعضی از ایشان بر شاخه هایی از آتش آویزانند وبعضی از آنهاعفونتشان از مردار گندیده بدتر است وبعضی از ایشان با لباسهایی از مس گداخته شده در آتش که چسبیده بر بدنشان است،پوشیده شده اند.انها که به صورت میمونند از سخن چینان ازمردم اند.آنهایی که به صورت خوک اند، حرام خوارها هستند.آنها یی که وارونه اند،رباخواران هستند.کورها کسانی هستند که در قضاوت ظلم می کردند.کرها و گنگ ها،کسانی هستند که اعمالشان را بزرگ میشمارند.کسانی که زباهایشان را می جوند،علما و قاضیانی هستند که اعمالشان مخالف سخنانشان بوده است.آنهایی که دست و پاهایشان بریده شده،کسانی هستند که همسایگانشان را آزار می دهند.آنها که به شاخه هایی از آتش آویزانند،کسانی هستند که مردم را نزد سلاطین می برند وباعث زندان و تبعیدو.....میشوند.کسانی که از مردار متعفن ترند،آنهایی هستند که شهوت رانی و لذت جویی از راه حرام می کردند وحقوق واجب خود راکه حق الله است،ادا نمی کردند وکسانی لباس آتشین برتن دارند،فخر فروشان و متکبران هستند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 18:14  توسط واثقی  | 

بسم الرحمن الرحیم                           بحث مقام نبوت و امامت(جلسه اول)

امامت در قرآن و چگونگی امامت:

 آفریدند مرا تا که گدایت باشم                                             چون عزای تو بقای همه دین خداست

سائل دائمی دست عطایت باشم                                              آمدم گرمی این بزم عزایت باشم

        آفریدند مرا از تو بگیرم عصمت                                      تو قتیل العبراتی که خدا فرموده:

        شیعه چشم و دل غرق عزایت باشم                            «ای حبیبم من الله بهایت باشم»

تا خدا هست تو هم باقی بالله هستی

می شوم مثل تو گر ازشهدایت باشم

-معنای امامت در قرآن:

امامت یکی از مباحثی است که از غدیر به بعد همه شمشیرها برعلیه آن کشیده شده است.

1-سوره حجرآیه79:فَانتَقَمنَامِنهٌم وَاِنَّهمالَبِاِمامٍ مٌبّین.مااز قوم لوط انتقام گرفتیم و(شهرهای ویران شده را برای آنان امام مبین (هدایتگر آشکاری) قرار دادیم.(نشانه های هدایت وراهنمایی خداوند)

2- سوره یس آیه12:انَّانَحنٌ نٌحی المَوتی وَنَکتٌبٌ ماقَدَّموا وآثارَهٌم وَکٌلٌّ شیءٍ اَحصَیناهٌ فی اِمامٍ مٌبین.بدرستیکه ما مردگان رازنده میکنیم وآنچه راازپیش فرستاده اند و تمام آثار آنهارا می نویسیم؛وهمه چیز را در کتاب آشکار کننده ای برشمردیم.

مولا علی علیه السلام میفرماید:به خدا سوگند امام مبین من هستم وحق را از باطل جدامیکنم و این را از پیامبربه ارث برده ام.در روایتی پیامبر مکرم اسلام میفرمایند:امام علی علیه السلام، امامی است که خداوند تبارک وتعالی علم همه چیز را در او قرار داده است.در حقیقت معیار سنجش اعمال همه انسانها در روز قیامت امام علی علیه السلام و ولایت اوست.

3-سوره احقاف آیه12:وَ مِن قَبلِه کِتابِ موسی اماماًورَحمهً وَهذاکِتابٌ مصدَّقٌ لِساناًعَربّیاً.

کتاب تورات حضرت موسی علیه السلام امام است برای شما ورحمت است برای شما و همچنین این کتاب که به زبان عربی است.

-درحقیقت کتاب تورات و قرآن امام و راهنما هستند برای افراد خردمند و اندیشمند.

4-سوره فرقان آیه74:

والذّینَّ یَقٌولونَ رَبَّنا هَب لَنامِن اَزواجِنا وَذٌرّیّاتناقٌرَّهَ اَعیٌنٍ وَاجعَلنا لِلمٌتَّقینَ اِماما.عبادالرحمن کسانی هستند که در درگاه خداوند دعامی کنند که پروردگارا از همسران و فرزندان ما مایه زیبایی چشمان ما قرار بده تا امام و پیشوا برای متقین باشند.

خداوند در قرآن کریم امام را در 4نمونه بیان میکنند:

1-عذاب و عقاب اقوامی که دچار گمراهی و فساد و انحراف شدند.

2- اعمال انسان که پیشاپیش انسان حرکت میکند در لوحی محفوظ میشود و این لوح خدمت مولا امیر المؤمنین علی علیه السلام برده میشود و در حقیقت اعمال انسان با ولایت او سنجیده میشود.

3-کتاب تورات و قرآن امام و پیشوا برای مؤمنین و متقین می باشد.

4-زنان و فرزندان عبادالرحمن امام و الگو برای متقین میباشد.

5-حضرت ابراهیم هم نبی و هم امامت بودند برای امت.

امامت از زبان امام رضاعلیه السلام:امامت زمام دین و نظام مسلمین،صلاح دنیاوعزت مسلمین است،امامت اساس اسلام بارور،وشاخه بلند آن است،با امام،نماز و زکات و روزه و حج وجهاد کامل میشود،و اموال بیت المال و انفاق به نیازمندان فراوان می گردد،واجرای حدود و احکام الهی وحفظ مرزها و جوانب کشور اسلام به وسیله امامت صورت میگیرد.امام حلال خدارا حلال و حرام خدارا حرام میشمردو حدود الهی را برپامیدارد،واز دین خدادفاع میکند و به سوی پروردگارش به وسیله دانش و اندرز نیکو و دلیل رسا و محکم دعوت میکند(اصول کافی ج1ص200)

حکایتها:

-حکایت عموی پیامبر حمزه و عموزاده پیامبر جعفربن ابی طالب که به سبب حب به ولایت پیامبر و علی علیه السلام از نعمات بهشتی بهره مند بودند.

-حکایت فاسقی گنهکار که بعد از مرگش از مزبله توسط حضرت موسی اکرام میشود و این بخشش به سبب حب به پیامبر مکرم اسلام بوده است.(کتاب منزله الاخره محدث قمی)

-عصمت امامت درقرآن:             (جلسه دوم)

آقا بــه خــدا مــا ز شـمــا  فـاصله  داریم                  تــاکربــبــلا تــا غـــم تنــهاییــت آن روز

   بــا  اصل  مــرامــت  به  خدا  فاصلـه  داریم                            صد حــنــجره فریــاد صـدا فاصــله داریم

بـا شور تــو و کرببلا محــفلــمــان گــرم                          دیوار  و  در و  دفترمان  عکس   شهـیـد   است

هم بــا تــو و بــا کربــبـلا فاصــلــه داریم                    با حــرمت خـــون شــهـــدا فاصــله داریم

با  چشمه‌ی  احساس  تــو  ای  خـون  خداوند                                       گر  مرجـع  تقلید  شمــا  زینب کـبــری است

با این همه تــزویر و ریـا فاصــلــه داریم                                   خواهر ز چه رو این همه ما فاصله داریم

1-سوره بقره آیه124:وَاِذابتَلی اِبراهیمَ رَبَّهٌ بِکَلِماتٍ فَاَتَمَّهٌنًّ قالَ اِنّی جاعِلٌکَ لَلنّاس اِماما وَمِن ذٌریّتی.قالَ لایَنالٌ عَهدی الظّالمینَ.خداوند بعدازاینکه حضرت ابراهیم را به امتحانهای متعدد آزمایش کرد،اورا برای مردم امام قرار داد و حضرت ابراهیم فرمود:از فرزندانم نیز امام قرار بده؛خداوند فرمود:از ظالمین کسی امام نمی شود.

امام صادق علیه السلام در مقام نبوت نسبت به امامت میفرماید:خداوند،ابراهیم را بنده خود قرار داد،پیش از آنکه پیامبرش قرار دهد،اورا به پیامبری انتخاب کرد،قبل از اینکه اورا رسول کند،و اورا رسول انتخاب کرد،قبل از اینکه اورا خلیل و دوست خود کندواو را خلیل خود قرار داد،پیش از آنکه اورا امام قرار دهد.هنگامیکه همه این مقام هارا برای اوجمع کردفرمود:من ترا امام قرار دادم و به قدری این مقام بلند بود که حضرت ابراهیم عرض کرد:خداوندا از فرزندانم نیز امامانی قرار بده و خداوند میفرماید:از ستمکاران کسی به امامت نمی رسد.

مولا علی علیه السلام در خطبه 1نهج البلاغه میفرمایند:رسول گرامی اسلام در میان شما، جانشینانی قرار دادکه تمام پیامبران گذشته برامتهای خود برگزیدند؛زیراآنها هرگز انسانها را سرگردان رها نکردندو بدون معرفی راه روشن ونشانه های استوار از میان مردم نرفتند.

وظیفه نبّی رساندن وحی و رسالت امامت تبلیغ و گسترش دین الهی است و حضرت ابراهیم هردو این وظیفه ومسئولیت خطیر را به عهده داشت.

خطبه154نهج البلاغه:

مولا میفرمایند:عاقل با چشم دل سرانجام کار را میبیندو پستی و بلندی آن را تشخیص میدهد، دعوت کننده حق دعوت خویش را به پایان رسانیدورهبر امت به سرپرستی قیام کرد،پس دعوت کننده حق را پاسخ دهید. واز رهبرتان اطاعت کنید.

گروهی در دریای فتنه فرورفته،بدعت را پذیرفته،وسنت های پسندیده را ترک کردند،مؤمنان کناره گیری کرده و گمراهان و دروغگویان به سخن آمدند.

مردم!ما اهل بیت پیامبر چونان پیراهن تن او و یاران راستین او و خزانه داران علوم و معارف وحی ودرهای ورود به آن معارف می باشیم،که جز ازامامت هیچ کس به خانه ها وارد نخواهد شد.و هرکس از غیر در وارد شود،دزد نامیده میشود.

مردم!در باره اهل بیت پیامبر آیات قرآن نازل شد،آنان گنجیته های علوم خداوند رحمانند،اگر سخن گویند،راست گویندو اگر سکوت کنند برآنان پیشی نجویند.

 مَعاشِرَالنّاسِ، (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِي، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ في إِمامِ الْمُتَّقينَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ (الَّذي ذَكَرَهُ الله في سُورَةِ يس: (وَ كُلَّ شَيءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ). اَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَي الْمُهاجِرينَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَي التّابِعينَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَي الْبادي وَالْحاضِرِ، وَ عَلَي الْعَجَمِي وَالْعَرَبي، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوكِ وَالصَّغيرِ وَالْكَبيرِ، وَ عَلَي الْأَبْيَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلي كُلِّ مُوَحِّدٍ. ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ (خطبه غدیر) هان مردمان! او را برتر بدانيد. چرا كه هيچ دانشی نيست مگر اينكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نيز آن را در جان پيشواي پرهيزكاران، علي، ضبط كرده ام. او (علي) پيشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ ياسين ياد كرده كه: «و دانش هر چيز را در امام روشنگر برشمرده ايم...»

هان مردمان! بدانيد اين آيه دربارۀ اوست. ژرفي آن را فهم كنيد و بدانيد كه خداوند او را برايتان صاحب    اختيار و امام قرار داده، پيروي او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نيكي از ايشان پيروي مي كنند و بر صحرانشينان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفيد و سياه و بر هر يكتاپرست لازم شمرده است.                    حکایت عطار نیشابوری و مشق شب کودک.

 

-امامت همراه با رحمت:        (جلسه سوم)

آمده¬ام بکربلا بعهد خود وفا کنم                                             آمده¬ام که یک دله از دم تیر ح

       اصغر شیرخواره را برره حق فداکنم                                             با بتلای هر بلا خالق خود رضا کنم

آمده¬ام که در برم کشته شود برادرم                                      آمده¬ام که تا شود خواهر من اسیر کین

در دل زار مضطرم نالة یا اخا کنم                                                  وزغم عابد حزین محشر غم بپا کنم

آمده¬ام که قاسمم زیر سم ستورها                                              آمده¬ام که از قفا سر زتنم جدا شود

گردد پایمال و من دست زخون حنا کنم                                         تا که بدشت نینوا بر سر نی نوا کنم

سوره هود آیه17:اَفَمَن کانَ عَلی بَیِّنهٍ مِن رَبّه وَیَتلوهٌ شاهِدٌمِنهُ وَمِن قَبلِه کِتابٌ موسی اِماماً وَرَحمهً

خداوند برای نشانه های خود دلایل آشکار قرار داده و برآنها شاهد قرار داده وقبل از آن کتاب موسی امام برای شماست و پیروی از آن رحمت برای شماست.

خطبه152نهج البلاغه:

مولامیفرمایند:همانا طلوع کننده ای بوسیله امامت اهل بیت آشکارشد و درخشنده ای درخشید و آشکارشونده ای آشکارشد.وآنکه از جاده حق منحرف شد به راه راست بازگشت،خداوند گروهی را به گروهی تبدیل و روزی را برابر روزی قرار داد و ما چونان مانده در خشکسالان که در انتظار بارانند،انتظار چنین روزی را می کشیدیم.

همانا امامان دین از طرف خدا،تدبیرکنندگان امورمردم،وکارگزاران آگاه بندگانند،کسی به بهشت نمی رود جزآنکه آنان را شناخت و آنان اورا بشناسند و کسی در جهنم سرنگون نگردد جز آنکه منکرآنا ن باشد و امامان هم وی را نپذیرند.

همانا خداوند متعال شما رابه اسلام اختصاص داد و برای اسلام برگزید،زیرا اسلام نامی از سلامت است،وفراهم کننده کرامت جامعه می باشد،راه روشن آن را خدا برگزید و حجت های آن را روشن گردانید.

: أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي (عَلي أُمَّتي) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي، الَّذي مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسي إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِي بَعْدي وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ.

لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله (عَلَيْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِي الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَني رَبِّي مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَيْهِ. روا نيست،مگر آن چه خداورسول اووامامان روادانند؛و ناروا نيست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را براي من بيان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خويش و حلال و حرامش به من آموخته در اختيار علي نهاده ام

أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَي الْايمانِ بي أَحَدٌ)، وَالَّذي فَدي رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذي كانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ يَعْبُدُالله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَيْرُهُ.(أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ  أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعي. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ يَنامَ في مَضْجَعي، فَفَعَلَ فادِياً لي بِنَفْسِهِ).(خطبه غدیر)

حکایت:علامه مجلسی از امام صادق علیه السلام نقل کردند:وقتی مؤمن بمیرد،بااوشش صورت وارد قبر میشود:1-خوشروتر2-خوش بوتر3-پاکیزه تر4-یکی درسمت راست5-یکی در سمت چپ6-یکی در پایین پا.آنکه از همه خوشروتراست روبه بقیه میگوید:شماکیستید؟خدا از جانب من به شماجزای خیردهد.آنکه طرف راست است،میگوید:من نمازم.آنکه در طرف چپ است میگوید:من زکاتم.آنکه در پایین پاست،میگوید:من برّو احسان هستم.پس همه صورتها روبه صورت زیبا می کنند،میگویند:توکیستی؟او میگوید:من ولایت هستم.

       -شرایط امامت:      (جلسه چهارم)

از كعبه رو به كرببلا ميكند حسين                                                                                         آنجا حنا حرام بود بهرا حاجيان

و   آنجا دوباره كعبه بنا ميكند حسين                                                                                             اينجا ز خون خويش حنا ميكند حسين

        گر ساخته است خانه اى از سنگ و گل خليل                                                                        وقتى به خيمه گاه رود از پى وداع

        آنجا بناز خون خدا ميكند حسين                                                                                           اينجا دوباره حج نساء ميكند حسين

        روزى كه حاجيان به حرم روى مينهند                                                                                    بعد از هزار سال به همراه حاجيان

        پشت از حريم كعبه چرا؟ ميكند حسين                                                                                    هر سال رو بسوى منا ميكند حسين

     آن حج نا تمام كه بر عمره شد بدل                                                                                          از چار سوى كعبه ، ز گلدسته ها هنوز

       اتمام ان    بدشت بلا ميكند حسين                                                                                         هر صبح و ظهر و شام ندا ميكند حسين

آنجا وقوف در عرفات ار نكرده است                                                                                    بشنو دعاى در عرفاتش كه بنگرى

فرياد معرفت همه جا ميكند حسين                                                                                      با سوز دل هنوزه دعا ميكند حسين

     آنجا اگر كه فرصت قربانيش نبود                                                                                             سر داده است و حكم شفاعت گرفته است

      اينجا هر انچه هست فدا ميكند حسين                                                                                      بر وعده اى كه داده وفا ميكند حسين

      آنجا كه سعى بين صفا در دويدن است

اينجا به قتلگاه صفا ميكند حسين

مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ يَتُوبَ الله عَلي أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَلَنْ يَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَي الله أَنْ يَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ يُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ. هان مردمان! او رابرتر دانيد، كه خداوند او را برگزيده؛ و پيشوايي او را بپذيريد، كه خداوند او را برپا كرده است.

هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذيرد و او را نيامرزد. اين است روش قطعي خداوند درباره ناسازگار علی و هرآينه او را به عذاب دردناک پايدار كيفر كند. از مخالفت او بهراسيد و گرنه در آتشی درخواهيد شد كه آتش گيرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستيزان آماده شده است.

مَعاشِرَالنّاسِ،إِنَّ عَلِيّاًوَالطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدي(مِنْ صُلْبِهِ)هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَي الْحَوْضَ.اً َلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله في خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ في أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّيْتُ. هان مردمان! همانا علی و پاكان از فرزندانم از نسل او، يادگار گران سنگ كوچك ترند و قرآن يادگار گران سنگ بزرگ تر. هر يك از اين دو از ديگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانيد كه آنان امانتداران خداوند در ميان آفريدگان و حاكمان او در زمين اويند.

َمعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي، وَ خَليفَتي في اُمَّتي عَلي مَنْ آمَنَ بي وَعَلي تَفْسيرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعي إِلَيْهِ وَالْعامِلُ بِمايَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالي عَلي طاعَتِهِ وَالنّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ. إِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ الله وَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ وَالْإمامُ الْهادي مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثينَ وَالْقاسِطينَ وَالْمارِقينَ بِأَمْرِالله. يَقُولُ الله: (مايُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَي). هان مردمان! اين علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانروای ايمانيان و پيشوای هدايتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پيمان شكنان، رويگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دين پيكار كند. خداوند فرمايد: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»

      خطبه154نهج البلاغه:

پس باید امام و راهنمای مردم به مردم راست بگوید،راه خرد را بپیماید،واز فرزندان آخرت

باشد که ازآنجاآمده و بدانجا خواهد رفت.

خطبه239نهج البلاغه:

خاندان پیامبر مایه حیات دانش،نابودی جهل اند.بردباریشان شمارا از دانش آنها خبر میدهد،و ظاهرشان از صفای باطن،وسکوتشان از حکمت های گفتارشان با خبر میسازد.آنان ستونهای استوار اسلام،.وپناهگاه مردم میباشند،حق بوسیله آنها به جایگاه خویش بازگشت،وباطل ازجای خویش رانده و نابود و زبان باطل ازریشه کنده شد.

اهل بیت پیامبر دین را چنانکه  سزاوار بود، دانستند و آموختند  و بدان عمل کردند، نه آنکه

شنیدندونقل کردند،زیراراویان دانش بسیار،اماحفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن کم اند.

خطبه 147نهج البلاغه:

بیایید رستگاری را از اهل آن جستجو کنید،که اهل بیت رمز حیات دانش،راز مرگ جهل و نادانی هستند،آنان که حکمتشان شما را از دانش آنان،وسکوتشان از منطق آنان،وظاهرشان از باطنشان،اطلاع میدهد،نه با دین خدا مخالفتی دارند،ونه درآن اختلاف می کنند،دین در میان آنان گواهی صادق،وساکتی سخنگوست.

خطبه 2نهج البلاغه:

عترت پیامبر جایگاه اسرار خداوندی و پناهگاه فرمان الهی و مخزن علم خدا و مرجع احکام اسلامی،ونگهبان کتابهای آسمانی و کوههای همیشه استوار دین خدایند،خدابوسیله اهل بیت علیه السلام پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت.

خطبه 173نهج البلاغه:

 ای مردم!سزاوارترین مردم به خلافت،آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر

،درآگاهی از فرمان خدا داناتر باشد،تا اگر آشوب گری به فتنه انگیزی برخیزد،به حق بازگردانده شود،و اگر سرباز زد با او مبارزه شود،به جانم سوگند.اگر شرط انتخاب رهیری،حضور تمامی مردم باشد هرگزراهی برای تحقق آن وجود نخواهد داشت،بلکه آگاهان دارای صلاحیت ورأی واهل حل و عقد(خبرگان ملت)رهبر و خلیفه را انتخاب می کنند،که عمل آنها نسبت به دیگران مسلمانان نافذ است، آنگاه نه حاضران بیعت کننده،حق تجدید نظر دارند و نه آنانکه در انتخابات حضور نداشتندحق انتخابی دیگررا خواهند داشت.آگاه باشید!من با دوکس پیکارمی کنم،کسیکه چیزی را ادعا کند که از آن نباشد،وآن کس که از ادعای حق سرباززند.ای بندگان خدا!شما را به تقوا و ترس ازعذاب خداسفارش می کنم،زیرا تقوای الهی بهترین سفارش مؤمنان،وبهترین پایان نامه کار در پیشگاه خداست.

مردم!هم اکنون آتش جنگ بین شما و اهل قبله شعله ور شده است،واین پرچم مبارزه را جز افراد آگاه و با استقامت و عالم به جایگاه حق بدوش نمی کشند.بنابراین آنچه فرمان دادند انجام دهید،واز آنچه نهی کردند توقف کنید،و درهیچ کاری تا روشن نشود شتاب نکنید،زیرا در آنچه شما اکراه دارید توان تغییرداریم.(ايمه سپر دین و دنیای مردم هستند.)

حکایت(اطاعت از خداوند و پیامبر)حکایت موسی و جوان قصاب

1-حکایت پادشاه و دیوانه و سگش

2-حکایت غلام یک انسان نیکوکار

3-حکایت مسجد بهلول

-ضرورت پذیرفتن امامت.            (جلسه پنجم)

لطف حسین مارا تنها نمی گذارد                                                            زهرا به دوستانش قول بهشت داده است

گر خلق وا گذارد اوما را نمی گذارد                                                          برروی گفته خویش او پا نمی گذارد

او کشتی نجات و کشتی شکسته مائیم                                                      ما و فسرده حالی مارامولا نمی پسندد

مولا به کام غرقاب مارا نمی گذارد                                                         مسکین و دست خالی مولا نمی گذارد

هل من معین اورا باید جواب دادن                                                          از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم

شیعه امام خود را تنها نمی گذارد                                                          باید که سوخت مارا زهرا نمی گذارد

1-امام برانسان مؤمن مانند خداوند و پیامبر ولایت دارد.(سوره احزاب آیه 6)

النَّبی اولی بِالمؤمنینِ مِن اَنفُسِهِم .پیامبر ولایت برانسان دارد حتی نزدیک تر از نفس خودش.

پیامبر مکرم اسلام در روز غدیر فرمودند: ثم قال: «ايهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلي بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالوا: الله و رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ

 نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

2-دین بوسیله ولایت تکمیل شد و نعمت برانسانهای مؤمن تمام. (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً)، (وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَالْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ).

3-امر و نهی های خداوند وواجبات و محرمات خداوند بوسیله امامت و ولایت تبیین و تشریح میشود. مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دينِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِي النَّقِي الْهادِي الْمَهْدِي. نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبي وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِي (وَبَنُوهُ خَيْرُالْأَوْصِياءِ). هان مردمان! او ياور دين خدا و دفاع كننده ي از رسول اوست. او پرهيزكار پاكيزه و رهنمي ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پيامبرتان برترين پيامبر، وصي او برترين وصي و فرزندان او برترين اوصيايند

 

مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ، فَهُوَالَّذي يَهدي إِلَي الْحَقِّ وَيَعْمَلُ بِهِ، وَيُزْهِقُ الْباطِلَ وَيَنْهي عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِي الله لَوْمَةُ لائِمٍ.(خطبه غدیر)

هان مردمان! از علی رو برنتابيد. و از امامتش نگريزيد. و از سرپرستی اش رو برنگردانيد. او [شما را] به درستي و راستی خوانده و [خود نيز] بدان عمل نمايد. او نادرستی را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار باز ندارد.

خطبه97نهج البلاغه:مولا میفرمایند:مردم!به اهل پیامبرتان نگاه کنی،از آن سو که گام برمی دارند، بروید.قدم جای قدمشان بگذارید،آنها شمارا هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند،وبه پستی و هلاکت باز نمی گردانند.اگر سکوت کردند،سکوت کنیدواگر قیام کردند،قیام کنید،از آنها پیشی نگیرید که گمراه میشوید،واز آنان عقب نمانید که نابود میگردید. 

4-امامت و ولایت صراط المستقیم است.

خطبه 131نهج البلاغه:

مولا می فرمایند:خدایا من اولین کسی هستم که به تو روی آورد،و دعوت ترا شنیدو اجابت

کرد درنماز کسی از من جز رسول خداپیشی نگرفت،همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمت و احکام مسلمین،ولایت و رهبری یابدو امامت مسلمین را عهده دار شود،تا در اموال آنها حریص گردد.ونادان نیز لیاقت رهبری نداردتا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی بکشاند و ستمکارنیز نمی تواند رهبر مردم باشد،که با ستم حق مردم را غضب و عطاهای آنان را قطع کند.ونه کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنان حیف و میل میکند و گروهی را برگروهی مقدم میدارد،ورشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا که برای داوری بارشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال،وحق را به صاحبان آن نمی رساند،وآن کس که سنت پیامبر را ضایع میکند لیاقت رهبری نداردزیرا که امت اسلامی رابه هلاکت میکشاند.

5-امامان مظهر ایمانند.اََلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الْمُؤْمِنونَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ الله عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: (الَّذينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدونَ).

(أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ آمَنُوا وَلَمْ يَرْتابوا).

أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ يدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنينَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ بِالتَّسْليمِ يَقُولونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلوها خالِدينَ.

أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ يُرْزَقونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذينَ يَصْلَونَ سَعيراً. حکایت:شخصی از مولا امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدند:خداوند چگونه به حساب همه این

خلائق رسیدگی میکند؟امام فرمودند:همانگونه که به همه بی حساب روزی میدهد،همانگونه هم به حساب همه رسیدگی می کند.

-وظایف امام:          (جلسه ششم)

يا رب عنايتي ، که درين امتحان عشق                                                          شد اوج نيزه جاي من و ، گود قتلگاه

 غمهاي عالم آمده خود پيشواز من                                       در راه توست ، جمله نشيب و فراز من

اين عاشقان ، سپيد و سياه و بزرگ و خرد                                                   در کربلا و ، کوفه و ،دیرو، تنور و ، شام

قربانيم ، به درگهت اي دلنواز من                                                                 مقصد توئي ، ازين ره دور و دراز من

آوردم آنچه هديه ، پذيرفتي از حسين                                                         در راه کربلا که گذرنامه لازم است

 اين است ، بر جميع بشر ، امتياز من                                                       ديوان من ، (حسان) ، بود آنجا جواز من

-همانا بر امام واجب نیست جز:(خطبه 105)

1-آنچه را که خدا امر فرماید،وآن کوتاهی نکردن در پند ونصیحت تلاش در خیرخواهی،

2-زنده نگهداشتن سنت پیامبر.

3-جاری ساختن حدود الهی بر مجرمان.

4-رساندن سهم های بیت المال به طبقات مردم است.

5-قاطعیت در برابر منحرفین.(خطبه 192)

آگاه باشید!خداوند مرا به جنگ با سرکشان تجاوزکار،پیمانشکنان و فساد کنندگان در زمین فرمان داد:با ناکثان پیمان شکن جنگیدم،وبا قاسطین تحاوز کار جهاد کردم،ومارقین خارج شده از دین را خوار و زبون ساختم.

6- تشکیل حکومت اسلامی(خطبه192):

تنها اندکی از سرکشان و ستمگران باقی ماندند؛که اگر خدا مرا باقی گذاردبا  حمله دیگری نابودشان خواهم کرد،وحکومت حق را در سرتاسر کشور اسلامی پایدار خواهم کرد،جز مناطق پراکنده و دور دست.

 7-آگاه کردن مردم به اندازه فهمشان:مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّي قَدْبَيَّنْتُ لَكُمْ وَأَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِي يُفْهِمُكُمْ بَعْدي.

هان مردمان! من پيام خدا را برايتان آشكار كرده تفهيم نمودم. و اين علي است كه پس از من شما را آگاه مي كند.

مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِي ثُمَّ في عَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ، ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَي الْقائِمِ الْمَهْدِي الَّذي يَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِكُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لاَِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَي الْمُقَصِّرينَ وَالْمعُانِدينَ وَالُْمخالِفينَ وَالْخائِنينَ وَالْآثِمينَ وَالّظَالِمينَ وَالْغاصِبينَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ.

 مردمان! نور از سوي خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علي بن ابي طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدي - كه حق خدا و ما را مي ستاند - جي گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهي كنندگان، ستيزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامي جهانيان دليل و راهنما و حجت آورده است.

8-امامان حجه البالغه هستند یعنی برای اعمال انسان حجت از طرف خدا هستند.

-وظیفه مردم در قبال امامان:      (جلسه هفتم)

 اگر که دل شکسته‏اى حسین را صدا بزن                                        سحَر شد و سپیده زد چرا تو همچو مرغ شب 

اگر ملول و خسته‏اى حسین را صدا بزن                                               لب از ترانه بسته‏اى حسین را صدا بزن

در این بهار معرفت پرستوى بهارى‏ام                                                 تو سر به زانوى غمى زشَرم کرده‏هاى خود 

اگر چه پر شکسته‏اى حسین را صدا بزن                                                  چرا غمین نشسته‏اى حسین را صدا بزن

    اگر به باغ آرزو به عشق کربلاى او                                                 دل از همه گسسته‏اى حسین را صدا بزن

1-   اطاعت وتسلیم در برابر امام: خطبه 105نهج البلاغه

-ای مردم!چراغ دل را از نور گفتار گوینده با عمل روشن سازید و ظرف های جان را از آب زلال چشمه هایی که از آلودگیها پاک است پرنمایید.

-ای بندگان!به نادانی های خود تکیه نکنید،وتسلیم هوای نفس خویش نباشید،که چنین کسی برلبه پرتگاه قرار دارد،وبار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد،واز جایی به جای دیگر میبرد،تا آنچه را که دور می نماید نزدیک جلوه دهد.

-خدا!خدا!مبادا شکایت نزد کسی برید که نمی تواند آن را برطرف سازد،وتوان گره گشایی از کارتان ندارد.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله قَدْ أَمَرَني وَنَهاني، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِيّاً وَنَهَيْتُهُ (بِأَمْرِهِ). فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُي لَدَيْهِ، فَاسْمَعُوا لاَِمْرِهِ تَسْلَمُوا وَأَطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَانْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرشُدُوا، (وَصيرُوا إِلي مُرادِهِ) وَلا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ.

هان مردمان! همانا خداوند امر و نهي خود را به من فرموده و من نيز به دستور او دانش آن را نزد علي نهادم. پس فرمان او را بشنويد و گردن نهيد و پيرويش نماييد و از آنچه بازتان دارد خودداري كنيد تا راه يابيد. به سوي هدف او حركت كنيد. راه هي گونه گون شما را از راه او بازندارد!

مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَيْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَيْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا.

مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلي وَقْتِهِ ذالِكَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ.

مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَيْهِمْ وَالله لايُضيعُ أَجْرَالُْمحْسِنينَ.

مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَيْتَ بِكَمالِ الدّينِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ.

مَعاشِرَالنّاسِ، أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما أَمَرَكُمُ الله

عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِيتُمْ فَعَلِي وَلِيُّكُمْ وَمُبَيِّنٌ لَكُمْ، الَّذي نَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ لَكُمْ بَعْدي أَمينَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتي يُخْبِرونَكُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَيُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَكْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِيَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَي عَنِ الْحَرامِ في مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ في عَلِي أميرِالْمُؤْمِنينَ وَالأَوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذينَ هُمْ مِنِّي وَمِنْهُ إمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدي إِلي يَوْمٍ يَلْقَي الله الَّذي يُقَدِّرُ وَ يَقْضي.

مَعاشِرَالنّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ وَكُلُّ حَرامٍ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَإِنِّي لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذالِكَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْكُرُوا ذالِكَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْابِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَيِّرُوهُ. أَلا وَ إِنِّي اُجَدِّدُالْقَوْلَ: أَلا فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.

أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلي قَوْلي وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ يَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّي وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّي. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْي عَنْ مُنْكَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ.

مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُكُمْ إِنَّهُمْ مِنِّي وَمِنْهُ، حَيْثُ يَقُولُ الله في كِتابِهِ: (وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقِبِهِ). وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما». هان مردمان! در خانه ي خدا حج گزاريد؛ كه هيچ خانداني داخل آن نشد مگر بي نياز شد و مژده گرفت، و كسي از آن روي برنگردانيد مگر بي بهره و نيازمند گرديد.

هان مردمان! مؤمني در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر اين كه خدا گناهان گذشته ي او را بيامرزد و بايسته است كه پس از پايان اعمال حج [با پرونده ي پاك ] كار خود را از سر گيرد.

هان مردمان! حاجيان دستگيري شده اند و هزينه هي سفرشان جبران مي شود و جايگزين آن به آنان خواهد رسيد. و البته خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نخواهد كرد.

هان مردمان! خانه ي خدا را با دين كامل و دانش ژرفي آن ديدار كنيد و از زيارتگاهها جز با توبه و بازايستادن [از گناهان ] برنگرديد.

هان مردمان! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهي كرديد يا از ياد برديد، علي صاحب اختيار و تبيين كننده ي بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خويش در ميان آفريدگانش نهاده. همانا او از من و من از اويم. و او و فرزندان من از جانشينان او، پرسش هي شما راپاسخ دهند و آن چه را نمي دانيد به شما مي آموزند. هان! روا و ناروا بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اين جا يكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از اين روي مأمورم از شما بيعت بگيرم كه دست در دست من نهيد در مورد پذيرش آن چه از سوي خداوند آورده ام دربارۀ علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او كه آنان از من و اويند. و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدي است و استواري امامت تا روزي است كه او با خداوند قدر و قضا ديدار كند.

هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمايي كردم و از آن هرگز برنمي گردم. بدانيد و آگاه باشيد! آن ها را ياد كنيد و نگه داريد و يكديگر را به آن توصيه نماييد و در آن [احكام خدا ]دگرگوني راه ندهيد. هشدار كه دوباره مي گويم: بيدار باشيد! نماز را به پا داريد. و زكات بپردازيد. و امر به معروف كنيد و از منكر بازداريد. و بدانيد كه ريشه ي امر به معروف اين است كه به گفته ي من [درباره ي امامت ] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگاري سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هيچ امر به معروف و نهي از منكري جز با امام معصوم تحقق و كمال نمي يابد.

هان مردمان! قرآن بر شما روشن مي كند كه امامان پس از علي فرزندان اويند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من اند. چرا كه خداوند در كتاب خود مي گويد: «امامت را فرماني پايدار در نسل او قرار داد...» و من نيز گفته ام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.»

     2-مردم از علم و دانش امام بهره ببرند.خطبه 105

در فراگیری علم ودانش پیش از آنکه درختش بخشکد،تلاش کنید و پیش از آنکه به خود مشغول گردید از معدن علوم دانش اهل بیت استخراج کنید.

3-ترک محرمات:مردم رااز حرام و منکرات دورکنید و خود نیز مرتکب آن نشوید،زیرا دستور داده شدید که ابتدا خود محرمات را ترک و سپس مردم را باز دارید.

حکایت:غلام امام سجاد علیه السلام.

-چگونه در ا طاعت وفرمان امامان باشیم.ائمه دین راچگونه معرفی کردند؟(جلسه هشتم)

اشکی برای گریه به  این دیده ها دهید                                        اینجا مریض هرچه بخواهید حاضر است

    دستی برای سینه زدن دست ما دهید!                                                 هرکس گرفت چشم شما را شفا دهید

روزی ما رقم خورد از روزی شما                                             حاجت گرفته بودم و خود بی خبر از آن

  جز روضه رزق گریه ما را کجا دهید؟                                                 از بس که حاجت دل ما بی صدا دهید

     زنجیر و شال و بیرق و پیراهن سیاه                                                      بانی روضه های محرم شدید باز !

    چشم انتظار مانده که اذن عزا دهید                                                      بانی خیر گشته به ما کربلا دهید!

الّلهمّ عرّفنی نفسک،فَاِن لم تعرفنی نفسک،لم اَعرف رسولک.اللّهمّ عَرّفنی رسولک،فَاِن لم تَعرفنی رسولک،لَم اَعرف حجتک،اللهمّ عَرّفنی حجتک،فَاِن تعرفنی حجتک،ظلمت عن دینی.

تعریف دین:

1-دین برنامه زندگی است      2-دین راه سعادت و خوشبختی است     3-دین راه روشن وراهنماست

راه دستیابی به دین : -برداشت   جامعه از دین:(حجاب-نماز-روزه-صدقه-نذرونذورات-عزاداریها)

1   1-پیروی از قرآن و پیامبران و ائمه علیهم السلام:

الف)نزدیکی به خداوند متعال:مولا علی علیه السلام میفرمایند:اَقرَبُ النّاس مِنَ الله سُبحانه اَحسَنُهُم اِیماناً. نزدیک ترین مردم به خداوند سبحان کسی است که ایمانش کاملتر ونیکوتر باشد.(میزان الحکه ج8ص108)

صفات افراد مؤمن:امام سجاد علیه السلام میفرماید:با ایمانترین افراد کسی است که معبود و عبد خدا شود

خطبه 83نهج البلاغه:سفارش میکنم شمارا به تقوای الهی،که برای بیداری شما مثل های پند آموز آورده،و سرآمد زندگانی شمارا معین فرمود،ولباسهای رنگارنگ برشماپوشانده و زندگی پروسعت به شما بخشیده است و با حسابگری دقیق خود،برشما مسلط است.در برابر کارهای نیکو،به شماپاداش می دهدو با نعمت های گسترده و بخشش های بی حساب،شما را گرامی داشته است،و با عزام پیامبران و دستورات روشن،از مخالفت با فرمانش شمارا برحذر داشته است.تعداد شمارا میداند و چند روزی جهت آزمایش و عبرت برای شما مقرر داشته،که در این دنیا آزمایش می گردید و برابر اعمال خود محاسبه میشوید.(حکایت حضرت موسی علیه السلام وحق یتیم)

ب)عبد خدا شویم نه بنده شیطان:ارتباط با خداوندیکتا و متعال

1)بنده خدا شویم ولاغیر(سوره حج آیه 77)

2)برای خدا شریک قايل نشویم(سوره لقمان

3)اعمال و رفتار انسان خالص باشد.(انسان مخلص هیچگاه دچاروسوسه های شیطان نمی شود)

پاداش خداوند به بنده:الف)اموردنیا و آخرت را خداوند کفایت می کند.ب)هر چه از دنیاوآخرت را دوست داری خداوند برای تو حفظ میکند.

ویژگیهای عبد خدا:سوره فرقان آیه74

1-با تکبر در بین مردم راه نمی روند.

2-وقتی بانادانی برخورد می کنند که عمل جاهلانه دارند،فقط به آنها سلام می کنند.

3-آنها در هر موقعیتی قرار میگیرند ،برای خدا سجده و رکوع می کنند.

4-آنها دائم در حال دعا هستند تا گرفتار عذاب جهنم نشوند.زیرا میدانند جهنم جایگاه و اقامتگاه بدی است.

5-آنها وقتی انفاق می کنند در حد اعتدال انفاق می کنند.

6-آنها به ناحق کسی را نمی کشند و زنا نمی کنند،اگر این عمل را انجام دادند،غذابشان مضاعف است مگر اینکه توبه کنند.

7-هرگاه توبه کردند و عمل صالح انجام دادند،خداوند سیئات آنها را به حسنات تبدیل می کند.

8-آنها هرگز شهادت باطل نمی دهند.ودر مجلس باطل و بیهوده شرکت نمی کنند.

9-وقتی آیات خدا را میشنوند،بی توجه و بی تفاوت ازآن نمی گذرند.

10-آنها همواره دعا می کنند که فرزندان وهمسرانشان امام و الگو برای متقین باشند.

- اوج بنده شدن نماز است (اقامه نماز)(فقط برای مؤمنین است)جلسه نهم

اگر که دل شکسته‏اى حسین را صدا بزن                              تو سر به زانوى غمى زشَرم کرده‏هاى خود 

اگر ملول و خسته‏اى حسین را صدا بزن                                                چرا غمین نشسته‏اى حسین را صدا بزن

در این بهار معرفت پرستوى بهارى‏ام                                                     اگر به باغ آرزو به عشق کربلاى او 

اگر چه پر شکسته‏اى حسین را صدا بزن                                               دل از همه گسسته‏اى حسین را صدا بزن

سحَر شد و سپیده زد چرا تو همچو مرغ شب 

لب از ترانه بسته‏اى حسین را صدا بزن

        الف)آمادگی قبل از نماز:

      -طهارت ظاهر( طهارت و وضو) طهارت:( بدن –لباس-مکان)از آلودگیهای نجاست و حرام و غصب بودن

-طهارت روح(بوسیله طهارت جسم باید به طهارت روح رسید)

نماز اقامه است و امام حسین علیه السلام آن را در کربلا اقامه کردند.

اقامه نماز:

1-برای ترویج یکتاپرستی وبه سوی خدا رفتن

2-برای ریشه کن کردن طاغوت و مبارزه با ظلم

3-برای برقراری عدالت اجتماعی و قسط

4-دستگیری از محرومین و ریشه کن کردن فقر در اجتماع

اقامه نماز برچه کسانی واجب است:

1- مؤمنین به همه غیبهای الهی(سوره بقره آیه 3)

2-عبد مخلص خداوند که به درجه عبودیت رسیده و خالص شده است(سوره بیّنه آیه5)

3-  مؤمنینی که وقتی یاد خدا میشود دلهایشان تجلی پیدا میکند(سوره انفال آیه2)

4-  مؤمنینی که وقتی آیات خدا تلاوت میشودایمانشان زیاد میشود.

5-  مؤمنینی که به خدا توکل دارند.

6-هدایت یافتگان و محسنین شامل رحمت الهی

چگونگی اقامه نماز:

1-مؤمن در وقت اقامه نماز مهمان خداست و در پیشگاه اوحاضراست.  2-بنده باید در پیشگاه خدا ذلیل است

      3-با رغبت و اشتیاق نماز میخواند.                         4-با پاکی و رهبانیت در پیشگاه خدا حاضر میشود.

5-به رحمت الهی امید دارد.                                  6-از زیادی گناهانش در پیشگاه خدا ترسان است.

7-خود را در برابر خدافقیر میداند.                      8-درپیشگاه خدا گریان است.

9-باآرامش ووقار رفتارمیکند .                             10-در گفتار و سخنانش زیبایی نهفته است.

11-نسبت به گناهانش از خدا تقاضای عفوونجات از آتش جهنم میکند

12-مؤمن نمازش را با عشق و جان و دل برپا میکند.

چرافرزندان مسلمانان شیعه ممکن است نماز خوان نشوند؟

-حق اذان گو و امام جماعت:

-ما چه تکلیفی برای اذان گو داریم:اذان گو ما را به یاد خدا می اندازد و برای بهره گرفتن از عبادت یاری میکند.اوبهترین یاور است برای انجام عبادات شما.پس یه پاس این نیکوکاری او را احسان کن و از او سپاسگزار باش.اگر در امور خانه و یا اجتماع نسبت به او ظن و شک داری ،در کار پسندیده و خدایی او شک نکن وبدان او نعمتی است از طرف خداوند برای تو ،پس به خاطر این نعمت الهی از او سپاسگزار باش و با او رفتار نیکی داشته باش.

-تکلیف ما در برابر امام جماعت:او سفیری است بین تو و خداوند،نماینده توست در برابر پروردگار،او از جانب تو با خدا سخن میگوید و تو برای او سخن نمی گویی.او برای تو دعا میکند ولی تو برای او دعا نمی کنی

او برای تودرخواست و طلب میکند ولی تو برای او درخواست نمی کنی.امر مهم ایستادن در برابر خدا را برای تو به عهده گرفته ونایب تو شده است.اگر در انجام وظیفه اش تقصیری داردبر عهده خودش می باشد وبر گردن تو چیزی نیست.اگر گناهی مرتکب شود تو شریک او نخواهی بود و او بر تو برتری ندارد.او نمازش را سپر نماز تو قرار داده و باید به خاطر همین از او تشکر کنی.

      -طهارت روح همراه با طهارت جسم(جلسه دهم)

        السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا

 اي که پاينده شد ، از تو دين خدا

هر مکان کربلاست ، هر زمان عاشوراست

رشته مهر او ، رمز وحدت ماست

ماتمش جاويدان ، پرچم او بر پاست

 «حجت بن الحسن» ، گريد در اين عزا

-ادب کردن نفس خودمان(زبان،گوش ،چشم ،دست،پا،شکم وعورت)

     1-پاکی زبان:زبان باید از هرگونه آلودگی پاک شود-به سخن خوب و زیبا عادت کند-از بذله گویی و

بیهوده گویی بپرهیزد- برای منافع و سوددین و دنیا صحبت کند-زبان نشانه عقل است و هرچه گزیده تر و نیکوتر سخن بگویی نشانه عقل کامل است.

حکمت60نهج البلاغه:اللّسانُ سَبُعٌ،اِن خُلّی عَنه عَقَرَ.زبان مانند حیوان درنده ای است که اگر رهایش کنی نیش میزند.

حکمت40نهج البلاغه:لسانُ العاقل وَراءَ قَلبِهِ وقَلبُ الاَحمَق وَراءَ لِسانِهِ.زبان انسان عاقل پشت قلبش است یعنی بدون مشورت و دوراندیشی سخن نمی گویدو قلب احق در پشت زبانش است.

خطبه 233نهج البلاغه:

آگاه باشید،همانازبان،پاره ای است از وجود انسان است.اگر آمادگی نداشته باشد سخن نمی گوید.و به هنگام آمادگی،گفتار او را مهلت نمی دهد.همانا ما امیران سخن می باشیم،درخت سخن در ما ریشه دوانده،وشاخه های آن بر ما سایه افکنده است.

حکمت381نهج البلاغه:الکلامُ فی وَثاقِکَ مالَم تتکَّلم بِهِ،فَاِذا تَکَلَّمتَ فی وَثاقِهِ،فَاحزُن لِسانَکَ کَماتَحزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ،فَرُبَّ کَلِمَهِ سَلَبَت نِعمَهً وَجَلَبَت نِقمَهً.زبان در بند توست تا وقتی که سخن نگفتی و چیزی را بیان نکردید. اما وقتی سخن گفتی ،دیگر تو در بند او هستی،پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره را نگه میداری.زیرا سخنی میتواند نعمتی را از انسان سلب کند وگرفتاری را  جلب کند.

حکایت علامه مجلسی و همسایه اشرار.

قال رسول الله:نَجاه المؤمن من حِفظِ لِسانه.نجات مؤمن وابسته به حفظ زبان است.

امام صادق علیه السلام:غیبت آن است که در باره برادرت بگویی آنچه را که خداازاوپرده پوشی کرده و بهتان این است که در باره او بگویی آنچه در او نیست.

امام صادق علیه السلام فرمودند:گناهی را به بی گناهی نسبت دادن از آسمان بزرگتر است.

مولا علی علیه السلام میفرماید:از زبان حذر کنید،زیرا آن،تیری است که خطا میکند.

-

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 18:8  توسط واثقی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا فتنه؟

برای انجام هر کاری یه پیش در آمد می خواد فتنه مثل همه  کارها مقدمه داره.در آموزه های قرآنی فتنه در جایی اشدّمن القتل است(سوره بقره آیه191) و در جای دیگر اکبر من القتل است (سوره بقره آیه217).اشدّبرای مشرکین به کار رفته است واکبر در خصوص کافرین استعمال شده است. این نشاندهنده این است که فتنه از هر عمل زشت دیگری قبیح تر و فسادبرانگیز تر می باشد. فتنه را می توان به عنوان یکی از ابزارهای مهم استراتژی براندازی در نظامهای سیاسی سلطه گر مطرح کرد.استراتژی براندازی حول دو تهدید و سه محور اداره می شود.تهدیدات شامل تهدیدات ذهنی و عملیاتی که با سه محور اداره میشود.در بخش عملیات با دو حربه جنگ سخت وجنگ نیمه سخت و در بخش ذهنی با حربه جنگ نرم اداره می شود.حربه جنگ نرم یک مقوله جدیدی نیست،ازخلقت آدم تا نبوت خاتم توسط ابلیس به عنوان بهترین ابزار و کارآیی ترین شیوه در فتنه هااز آن استفاده شده است.در طول تاریخ فتنه های زیادی اتفاق افتاده است که ریشه آن  به صورت دراز مدت با کارآیی جنگ نرم به وقوع پیوسته است.از فتنه قابیل گرفته تا فتنه سبز ریشه های بنیادی دراز مدت داشته است.تغییر مبادی اعتقادی،باورهای دینی و تخریب اندیشه و افکار از ملزومات جنگ نرم که مقدمه فتنه می باشد.

فتنه از دیدگاه قرآن:

                 1-یکی از مهمترین فتنه ها شبهات در آیات خداست(سوره آل عمران آیه7)

خداوند در این آیه کسانی را که در آیات محکم و متشابه شبهه ایجاد می کنند می فرماید:آنهادر قلبهایشان انحراف وجود داردو با ایجاد شبهات فتنه درست می کنند.خداوند در جواب آنها میگوید،این قبیل آیات را خداوند و راسخان در علم از تفسیر و تاویل آنها آگاه هستند.

       2-فتنه نفاق از مهمترین فتنه هاست(سوره نساءآیه 91)(سوره مائده آیه41)

آنها جمعیتی هستند که میخواهند هم از ناحیه شما در امان باشند و هم ازناحیه طرفداران خودشان.لذا نزد شما ادعای ایمان می کنند و لی هرگاه یاران فتنه انان را به سوی خود می خوانند، با سر در آن فرو میروند.اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند،آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و یا به قتل برسانید.در سوره مائده خداوند از نفاق دیگری صحبت می کند که کلام خدا را تحریف کردند و دلهای آنها هیچگاه با پیامبر نخواهد بود.آنها جاسوسانی هستند که از طرف یهودیان به کار گرفته شده ا ند تا گفته های خدا را تغییر داده و دچار تحریف کنند.

                       3-فتنه عمل نکردن به دستورات الهی(سوره انفال آیه73)

آنها کسانی هستند که به دستورات الهی کافر شدند و حتی به عمل آنها را نیز کفر دانستند و با ایجاد فتنه از دستورات الهی سرباز زدند.

                                        4-فتنه جاسوسان(سوره توبه آیه47)

خداوند دراین آیه افرادی را که دربین مؤمنین ایجاد اضطراب و تشویش می کنند و حتی در بین

ستون دشمن حکم ستون پنجم را دارند و افراد سست ایمان نیز به سخنان آنان گوش می دهند.

5-قلب کردن و دگرگون کردن احکام اسلام از فتنه های دیگر می باشد.(سوره توبه آیه48):

آنها کسانی هستند که از قبل نیز احکام واوامر الهی را دگرگون کردند و حتی درهم ریختند؛تا

اینکه  حق آشکار شد و توطئه آنها خنثی گردید.

                           6 -بازگشت به شرک و کفر(سوره احز اب آیه 14):

آنها کسانی هستند که برای بازگشت به شرک و کفر آمادگی کامل دارند و با هر پیشنهادی آن را کاملا می پذیرند و ایجاد فتنه می کنند.

فتنه از دیدگاه نهج البلاغه:

انواع فتنه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام از زبان مولی الموحدین مولاعلی علیه السلام درخطبه 150:

1-افرادی که به گذشته جاهلی خود بازگشتند.

2-کسانی که وراد مسیر گمراهی و انحراف شدند.

3-افرادی که با افراد منحرف و گمراه مراوده کردند.

4-افرادی که بنیان اسلام را به نفع خود تغییر دادند و در آن انحراف ایجاد کردند.

5-کسانیکه پناهگاه فتنه جویان شدند.

انذارفتنه از طرف خداوند که مولا در خطبه 156 نهج البلاغه می فرمایند:

1-آزمایشهای انسان با اولاد و اموالشان که دچارفتنه شدند.

2- کسانیکه با منت گذاردن بر خدا با دینداریشان ایجاد فتنه کردند.

3-کسانیکه حرامهای خدا را یا شبهات دروغین و هوسهای غفلت زا حلال کردند.

اثرات فتنه:در همین خطبه مولا می فرمایند:در زمان فتنه همه چیز به حق شباهت پیدا می کند.

در زمان وقوع،فتنه شناخته نمی شود بعد از اینکه فتنه ها می گذرند شناخته می شود و همه جا را فرا می گیرد.درخطبه 101می فرمایند:فتنه گران تا مرز گناه پیش می روند.

علل ایجاد فتنه:در خطبه 50 مولا می فرمایند:

1-هواپرستی و اطاعت از نفس وغفلت

2-بدعت گذاری در آیات و احکام الهی

3-اختلاط بین حق و باطل

4-در خطبه101 می فرمایند:پیروی نکردن از ولایت عامل مهم ایجاد فتنه می باشد.

                                                 راههای مقابله با فتنه:

مولا در خطبه 5 و151راههای مقابله با فتنه را بیان می کنند:

1-تمسک جستن به اهل بیت و ازدستورات و فرامین آنها استفاده کردن

2-پرهیز از اختلاف و پراکندگی

3-پرهیز از فخر فروشی و برتری جویی

4-پرهیز از بدعت ها و ازیاران فتنه ها نباشید

5-آنچه که امت اسلامی را پیوند می دهد برخود لازم دارید.

6-رکنهای طاعت و اطاعت پذیری را بنا بگذارید.

7-برای نجات ستمدیدگان قدم بردارید.

8 -سعی کنید گرفتار دامهای شیطان نشوید.

9-از قرار گرفتن در وادی دشمنی ها قرار نگیرید.

10-لقمه های حرام به شکمهای خود راه ندهید.

مولا در حکمت1 میفرمایند:کُن فِی الفِتنه کَاَبنِ الّلبون،لاظَهرٌ فَیَرکَبَ،ولا ضَرعٌ فَیُحلَبَ.در فتنه ها چونان شتر دوساله باش،نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی که  تا او را بدوشند.

 

واما فتنه سبز ما:

فتنه سبز کشور ما هم مقدماتی داشته است که تقریبا ازبیست سال پیش توسط استکبار جهانی و صهیونیست بین المللی که گرداننده همه اینها در راس فراماسونرها هستند طراحی و برنامه ریزی شده است.مقام معظم رهبری در سال 1370 از آن به نام تهاجم فرهنگی یاد کردند که بحث واردات الگوهای غربی در تمام عرصه های زندگی مطرح شد.در تهاجم فرهنگی روش زندگی مردم؛باورها و اعتقادات و آداب و رسوم زندگی آنها را نشانه رفتند و تاثیر بسیار زیادی نیز داشت.حدود یکسال بعد حضرت آقا از شبیخون فرهنگی سخن به میان آوردند که بحث تحریفات و شبهات دینی و باورهای دینی مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.وقتی قلمهای شیطان به کار افتاد و به  نام آزادی بیان و اعتقادات و آزادی قلم و مطبوعات اندیشه ها و افکارمردم راهدف قرار دادند و با تخریب افکار بالاخص در زمینه های دینی راه فتنه را هموار کردند.مدتی بعد دیگر شبیخون فرهنگی مطرح نبود و جای خود را به ناتو فرهنگی داد که دربحث دهکده جهانی ساختن آداب و رسوم و فرهنگ جهانی به صورت هماهنگ در دنیا مطرح شد که دنیا یه دهکده واحدی است که باید با هماهنگی و یکپارچه شدن اداره بشود.برای ادامه طرح باید وارد جنگ نرم شد که زمینه های آن از پیش به طورکامل پیاده شده است.سیبل این جنگ همه مردم و جوامع هستند که نقطه خال آن مغزها؛افکار؛اندیشه ها و باورهای مردم است که با استفاده از ابزار جنگ نرم به تخریب آنها می پردازند.

تاکتیک جنگ نرم:عملکرد جنگ نرم با ایجاد شبهات و تحریفات در باورهاو افکار و اندیشه ها که سبب  و عامل نا امیدی و بی اعتمادی در جامعه و بالاخص به نظامهای سیاسی میشود  در نتیجه زمینه فتنه به طور کامل فراهم میشود.

جنگ  نرم به دلیل اینکه جذاب و هیجان انگیز و انگیزه برانگیز است ؛بیشتر مورد استقبال جوانان قرار می گیرد وهمین تجربه در دکترین غرب در کشورهای ایالت شرق به انقلاب رنگین یا مخملین تعریف شد وسرنوشت تعدادی از کشورها با همین شیوه رقم خورد.

اما فتنه در ایران  با دو تهدید بیرونی و درونی پایه گذاری شد و شکل گرفت ودر نهایت به ناهنجاریها وآشوب شد.

1-فتنه بیرونی:از سوی غرب و برنامه ریزهای استکبار جهانی که همان فراماسونرها هستند انجام شد و به دست مهره های داخلی به مرحله اجرا درآمد.

2-عامل فتنه درونی:

1-اختلاف و تفرقه در بین مسئولین نظام و گروههای مذهبی

2-بی بصیرتی خواص و سکوت در برابر توطئه های بیرونی

3-ایجاد انحراف فکری و تخریب اندیشه ها در حوزه و دانشگاهها

ابزارهای فتنه درونی:

1-اسطوره سازی

2-شایعه پراکنی و دروغ پردازیهای کلان

3-بداخلاقی انتخاباتی

4-ارائه پیشگوییهای فاجعه آمیز

5-ایجاد تفرقه و تضادها بین مسئولین نظام و نمادین کردن حاکمیت دو گانه بین دولت و رهبری

6-هدف قرار دادن نظام ولایت فقیه و شبهه افکنی در مورد رهبری

7-دامن زدن به هنجارهای جامعه و بزرگ کردن آنها

8-دگرگون کردن حوادث گوناگون

9-دروغ پردازیهای بزرگ

10-کلی گویی باواژه های زیبا

11-استفاده ابزاری از هنجارهای جامعه

راههای مبارزه فتنه:(از دیدگاه مقام معظم رهبری)

1-بالا رفتن بصیرت و بصیرت افزایی

2-عملکرد کلان توسط نخبگان  در فضای سایبری

3-راهبردهای آگاه سازی

4-تداوم راه انبیاء و ائمه معصومین سلام الله علیها و شهدا

5-گسترش و تبیین علوم اسلامی

6-تبیین و گسترش فلسفه اسلامی

7-گسترش و رشد صحیح جنبش علم نرم افزاری

تبیین جنگ نرم از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره):

آمریکا با زور سرنیزه به میدان نمی آید؛بلکه با قلم به میدان می آبد.

عزیزان ما از محاصره اقتصادی نمی ترسیم،ما از دخالت نظامی نمی ترسیم؛آن چیزی که مارا می ترساند،وابستگی فرهنگی است،ما از دانشگاه استعماری می ترسیم.

تبیین جنگ نرم از دیدگاه مقام عظمای ولایت:

اگر ملتی از نظر شاکله ظاهری،مقبول و پیشرفته جلوه کند و از نظر فرهنگی و باطنی دچار نابسامانی باشد،ملت ورشکسته ای خواهد بود،اما ملتی که ازنظر فرهنگی غنی باشد،حتی اگر برخی مشکلات سیاسی و اقتصادی نیز داشته باشد،بالقوه،ملت مقتدری است.

مولا علی می فرماید:اگر ازفتنه ها جلوگیری نشود؛تبدیل به حادثه میشود.   

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 11:41  توسط واثقی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه: زن در عرصه سازندگی

با اینکه خداوند زمین را بکر و دست نخورده وزیباخلق کرد و آن را از بهترین موجودات و نعمات الهی پرکردتا برا خلق بشر زیبا باشدو همانطورکه مولا علی علیه السلام در خطبه 91 نهج البلاغه در توصیف زمین می فرمایند:زمین را به موجهای پرخروش و در یاهایی موّاج فروپوشاند،موجهایی که بالای آن به هم میخورد و در تلاطمی سخت،هریک دیگری را واپس می زد،چونان شتران نر مست،فریاد کنان و کف بر لب،به هرسوروان بودند.پس،قسمتهای سزرکش آب از سنگینی زمین فرونشست و هیجان آنها بر اثر تماس با سینه زمین آرام گرفت.زیرا زمین با پشت برآن غلطید و آن همه سرو صدای امواج ساکن و آرام شد،چون اسب افسار شده رام گردید.خشکی های زمین در دل امواجگسترد و آب را از کبروغرور و سرکشی و خروش بازداشت،واز شدت حرکتش کاسته شد،بعد از آن همه حرکتهای تند ساکت شد و پس ازآنهمه خروش و سرکشی متکبرانه به جای خویش ایستاد.پس هنگامی که هیجان آب در اطراف زمین فرونشست ،و کوههای سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل کرد،چشمه های آب از فراز کوهها بیرون آمد و آبهارا در شکاف بیابانها و زمینهای هموار روان کرد،و حرکت زمین را با صخره های عظیم و قله های بلند نظم داد،وزمین به جهت نفوذ کوههادر سطح آن،وفرو رفتن ریشه کوهها در شکافهای آن وسوار شدن بر پشت دشتها و صحراها از لرزش و اظطراب باز ایستاد.وبین و زمین وجوفاصله افکند،ووزش بادها را برای ساکنان آن آماده ساخت،تمام نیازمندیها ووسائل زندگی را برای اهل زمین استخراج و مهیا فرمود،آنگاه هیچ بلندی از بلندیهای زمین را که اب چشمه ها و نهرها به آن راه ندارد وانگذاشت،بلکه ابرهایی را آفرید تا قمتهای مرده آن احیا شودو گیاهان رنگارنگ برویند.قطعات بزرگ وپراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند،وبا به هم خوردن ابرها،برقها درخشیدن گرفت،ئاز درخشندگی ابرهای سفیدکوه پیکر،ومتراکم چیزی کاسته نشد.ابرها را پی در پی فرستادتا زمین را احاطه کردند،وبادها شیر باران را از ابرها دوشیدند،و به شدت بر پشت داشتند فرو ریختند که در بخش های بی گیاه زمین انواع گیاهان روییدن گرفت،ودر زمین کوهها،سبزه ها پدید امد.پس زمین به وسیله باغهای زیبا،همگان را به سرور و شادی دعوت کرده،با لباس نازک گلبرگهاکه برخود پوشید،هر بیننده ای را به شگفتی واداشت،و با زینت و زیوری که از گلوبنده گلهای گوناگون،فخرکنان خود را آراست، هر بیننده ای را به وجد آورد،که فرآورده های نباتی را،توشه و غذای انسان و روزی حیوانات قرار داد. در گوشه و کنار آن دره های عمیق آفرید،وراهها و نشانه ها را برای آنان که بخواهند از جاده های وسیع عبور کنند،تعیین کرد.ولیکن اين کره دوار در همه اعصار و روزگار دستخوش تألمات و ناهنجاريها بوده است انسانها به جای اینکه به آبادانی وعمران زمین کمک کنند و زیباییهای آن را حفظ کنندوبه این نعمات الهی بیشتر توجه کنند،بیشتر به تخریب و فساد آن مشغول شدند. افرادی هم همواره در صدد اين بوده اند که زمين رااز آلودگيها و فساد و ناملايمات پاک کنندوتلاش کردند تا زمین را به آبادانی برسانند، تا بشریت به طرف رشد و کمال پیش بود وراه خوشبختی و سعادت را پیدا کند و به آن برسدولیکن متاسفانه اکثر مردم نسبت به خلقت زیبای خداوند و شگفتیهای آن بی تفاوت بودند و یا اصلا برای آن اهمیتی قائل نبودندیا آنقدر در مستی دنیا غرق هستند که توجهی به این مسائل ودرک اهمیت موضوع ندارند، آنجا که خداوند به حضرت صالح می فرماید:به جان تو مردم همیشه در دنیامست و به دنبال شهوات نفسانی وحیرت و گمراهی هستند(سوره حجرآیه 72)کسانی هم که توجه کرده اند یا جاهل به این مسئله مهم بوده اند وکورکورانه به دنبال آن بوده اندویا در پی به دست آوردن آن راه را گم کرده اند و به بی راهه رفته اند. اما در اصل قضيه فطرتاً انسان به دنبال رفاه و آسايش وزیباییها بوده و خواهان اين است که هم خودش و هم جامعه رشد کند.اگر جامعه ای بخواهد رشدکند و به بالندگی برسد بايد راههای پيشرفت خود و جامعه را پيدا کند و انسان هم هميشه به دنبال حل مسئله بوده است و در راه به دست آوردن راه حلهايي بوده است وخداوند هم از طریق رسالت و پیامبری حضرت صالح به مردم می گوید:ای قوم خدای یگانه که جز او خدایی نیست و اوشما را از خاک آفریدو برای عمارت و آبادانی گماشت،پس شما از خدای خود آمرزش بطلبید و به درگاه او پناه ببرید و از لغزش و گناهان توبه کنید و خدابه همه نزدیک است و دعای خلق را اجابت می کند(سوره هود آیه61 ) ولی این بشر موفقيت چشمگيری نداشته است،يا راه را به انحراف رفته است و يا در راه دچار اشتباه شده است.برای رشد و نمو بايد به دنبال توسعه و پيشرفت بود و برای به دست آوردن آن باید علم آموزی کرد و برای علم آموزی و حتی قبل از آن نیاز به تربیت بشر می باشد تا بتواندراه صحیح به کار گیری علم را بداند تادر جهت پیشرفت گام بردارددرغیراین صورت علم بر ضد خودش قدعلم خواهد کرد.واگرراههای صحيح آن را بشنا سيم،و بدان علم پیدا کنیم،ميتوانيم برای اين رسيدن به اين مقصود  تا اندازه ای  اميدوار  باشيم .امااگر به کج راه رفتيم،راه موفقيت هم کم خواهد شد و يا اصلاً انجام نخواهد شد. .سه عامل مهمی که در اين هدف دخيل هستند و نقش مهمی در آبادانی و سازندگی زمین دارند،البته اگر عوامل بيرونی مانند جنگ و ايدئولوژی های متفاوت و انديشه های ناسالم و....برآن مترتب نشود می تواند در رشد و شکوفايي جامعه نقش بسزايي داشته باشد که اين سه عامل عبارتند از:1-تعليم و تربيت 2-توسعه اقتصادی 3 –عمران و آبادانی.چون جامعه متشکل از افراد و افراد هم فردزير مجموعه خانواده و خانواده هم زیر مجموعه جامعه می شود پس ابتدا بايد فرد ساخته شود تاخانواده ساخته شودوتا جامعه ساخته شود.برقراری قوانين و اجرای آن در تغيير و تحول جامعه نقش دارد ولی اگر افراد اطاعت پذير نباشند اجرای دقيق و صحيح آن دچار اشکال می شود.جوامعی هم که موفق هستند،ياافراد آن جامعه اطاعت پذير هستند و يا با زور و فشار قوانين اجرا می شود.اگرتمام افراد در اين امر مهم دخيل باشند،زنان نقش بيشتری را ايفاء می کنندزیرا زن هم در مدیریت خانواده  وهم در امور مدیریتی جامعه دخیل بوده و هم در تربیت و تعلیم نسلها وهم در اقتصاد سالم جامعه وهم در فرهنگ و اجرای آداب و رسوم یک فرهنگ نقش بسیار همی را داشته باشد. پس دراین هر سه مورد اساسی هم می توانند اهميت فراوانی داشته باشند زيرا همانطور که قرآن در سوره تحريم آيه 9و10نمونه انسان خوب را زن را مثال می زنند که می تواند در توسعه و پيشرفت هر جامعه ای نقش مهمی داشته باشد وجامعه را به اصلاح و سعادت و خوشبختی پیش ببرد از گناه و معصیت در زمینه تعلیم وتربیت که اساس سازندگی است مسئولیت خود را به نحو احسن انجام دهد.و نمونه انسان بد را هم زن رامثال می زند که می تواند در پيشرفت فساد و فحشاء و تخريب جامعه دخيل باشدو جامعه را به طرف شقاوت و بدبختی سوق بدهد.زنان علاوه بر حضور مستقیم در تعلیم و تربیت و نقش سازنده او که میتواند پایه و بنیان همه پیشرفت ها و به تکامل رسیدنها باشد در عرصه اقتصادی،سیاسی ودفاع از حریمها و امور اجتماعی هم می تواند کارسازو ثمر دهنده باشد.پس ابتدا بايد برروی چيزهايي که نياز به علم و دانش داردو سپس برروی تربيت فردی و بعد اجتماع،بيشتر از همه برروی زنان کارکرد و سرمايه گذاری کرد تا شاهد  پيشرفت و توسعه و آبادانی باشيم. زن هم  در خانواده و هم در اجتماع محور است و هم در زمينه علم آموزی و تقويت ديدگاههای صحيح و سالم و هم در تربيت و ادب آموزی نقش سازنده داشته باشد و هم برعکس در نظريه وديدگاههای مخرب وفاسد می تواندنقش تخريب فردوجامعه را با هم داشته باشد. در پیشرفت و توسعه و آبادانی و عمران جامعه و به تکامل رسیدن اجتماع زنان نقش بسیار مهمی را ایفاء می کنند که حتی در بعضی از مواقع از مردان هم بیشتر است و دراینجا به چند موضوع مهم که نقش زنان از اهمیت زیادی برخورداراست می پردازیم:

بخش :1زنان وتعليم و تربيت:

همه جوامع برای رشد و پيشرفت خود چه از نظر فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سياسی نياز به علم وآموزش دارند و برای رسيدن به اين مقصود ابتدا بايدبرّو نيکيها، عدالت و اصلاح و راه تکامل را شناخت و سپس بايد پی به بديها و فساد و ظلم و خرابيهابرد و سپس راههای رسيدن به خوبيها و حسنات را آموخت و بعد راههای مبارزه با سيئات و ظلم راپيدا کرد وراههای موانع رشد را شناخت و راههای اصلاح را پيدا کرد تا  بتوان به نحو احسن در آن راه قدم گذاشت و به بی راهه نرفت،در اين صورت می توان راه رستگاری وسازندگی راهموارکردوبه آن دسترسی پيدا کرد.تعليم وتعلم بايد

 

در کنارهم باشد تا کارساز باشد.اگر به يک طرف برويم و طرف ديگر را رها کنيم به انحراف رفته ايم.آنجا که خداوند در قرآن می فرمايد:رسولی از جنس خودتان فرستاديم تا آيات را برای شما بخواند و شما را پاک کند وبه شما کتاب و حکمت بياموزد و آنچه را نمی دانستيد،به شما ياد بدهد.(سوره بقره آيه 151)      

بدون تعلیم وتعلم انسان به شناخت و درایت نمی رسد و به آگاهیهای لازم دست پیدا نمیکند،در نتیجه به بصیرت هم نخواهد رسید.انسان بی بصیرت مانند انسان کور است که همواره در تاریکی حرکت می کند و جهت اصلی خود را گم می کند.برای رسیدن به مقصد نیاز به چشمهای بینا دارد که آن بصیرت است. خداوند در بسیاری از آیات تربیت را مقدم بر تعلیم دانسته است و می فرماید تا انسان پاک نشود و درونش تزکیه نشده باشد،قدرت درک علم و بصیرت را ندارد.انسان اگر میخواهد به علمی شایسته و ذی نفع خود و جامعه برسد،ابتدا باید اهداف علم را بشناسد تا بتواند در راه صحیح و اصلاح جامعه آن را به کار ببندد.

تعليم:

ابتدا لازم است در مورد چيزهايی که بايد علم پيدا کنيم ديدگاه خود را بالا ببريم و نسبت به آنها توجه خاصی کنيم.علومی که ما بايدبه آن دسترسی پیدا کنیم و شناخت خود رانسبت به آن بالا ببريم عبارتند از:

1-از مهمترین علومی که ما باید به آن دقت بسیار زیادی داشته باشیم شناخت نسبت به خالق هستی و جهان آفرینش می باشد.جهانی که ما در آن زندگی می کنیم برای چه هدفی و بهرچه کاری به وجود آمده است.اگر این جهان را و هستی های آن را بیهوده بپنداریم و کاری عبث بدانیم و فکر کنیم به صورت تصادفی و بهر چند صباحی زندگی خلق شده،پنداری باطل و غلط است که این همه حیات واین همه نظم ومقررات بیهوده باشد.این مهم فقط درسایه تفکرنسبت به خالق آن را می طلبد.

شناخت نسبت به خداوند تبارک و تعالی و خالق هستی و اراده او در این امر از راههای متفاوتی امکان پذیر است که بشر باید در آن تعقل کند و خودش با فکر به آن برسد.از مهمترین راههای رسیدن به خداوند تفکر در خلقت انسان،خلقت موجودات دیگر،نظم در آفرینش و هماهنگی زیستی همه موجودات می باشد.تحقیق در باره علم به خداوند در وجود و سرشت آدمی نهفته است فقط باید بگردد وآن را دروجود خودش پیدا کند و این امر تقلیدی نمی باشد بلکه انسان با شناخت خود باید به آن دست پیدا کند.اولین درس خداشناسی بعد از خداوند ازطریق مادر به انسان منتقل میشود. در مرحله بعد مربی و معلم در اجتماع نقش دارند.بهترین مربیان که پایه علم خداشناسی را یاد می دهند معلمان تحصیلکرده خانمها هستند که خود به آن علم پیدا کرده اند و به درجه معرفت الهی رسیده اند و به آن پی برده اند.به همین جهت در مکانهای آموزشی زنان مسئولیت بسیار مهمی را به عهده دارند به شرطی که آنان وظیفه و رسالت معلم بودن را بدانند و بدانند که استادان و معلمان وارث انبیاء هستند.عشق به تعلیم باید الهی باشد و کسانی در این زمینه به کار گرفته شوند،که آن را منبع درآمد ندانند وبرای کسب رزق و روزی آن را نپذیرفه باشند زیرا انبیاء برای انجام رسالت خود مزدی را دریافت نمی کردند و مزد رسالتشان هدایت امت و مردم بوده است.اگر مقدار درآمد برای معلم مهمتر از رسالت تربیت و تعلیم باشد اثری در سازندگی نسل نخواهد داشت.در دنیای امروز وضعیت تعلیم و تعلم گسترش پیدا کرده و امکانات آن فراهم شده است ولی قبل از تربیت و پرورش انسان به سمت سازندگی فقط به آموزش علوم جدید و نوین که در جهت پیشرفت مادیات بشر است رشد پیدا کرده است.اگر علم استفاده مناسب از این علوم جدید و فناوریهای علوم را انسان نداند ممکن است در جهت ضرر رساندن به خود و جامعه به کار گرفته شود،اما اگر روش صحیح بهره گیری از آن را بداند هم در جهت رشد معنوی و هم در جهت رشد مادی و رفاه جامعه به کار گرفته می شود.علم الهی به ما یاد می دهد که چگونه علوم طبیعیه را در جهت خدمتگزاری به جامعه به کار بگیریم که در امر خدمتگزاری و انجام کارهای خیر و نیک که برای عام المنفعه جامعه می باشد زنان توجه بیشتری به آن دارند.خداوند وقتی می خواهد دعوت به ازدواج و انتخاب همسری شایسته را به مردان گوشزد کند هدف این است که نسلی سالم و نیکو تربیت شود تا جامعه رو به اصلاح و سازندگی پیش برود و صفات ویژه ای را برای آنها بیان می کند ومی فرماید با همسرانی ازدواج کنید که تسلیم اوامر ونواهی خدا باشند و در این زمینه از علم کافی برخودار باشندو زنان با ایمان و موحد باشند که در زندگی جز خدای یکتا را نبینندو زنانی با خضوع و خاشع باشند و از توبه کنندگان واقعی باشند و عبد خدا باشندو بر ای کارهای عبادی خود ارزش قائل باشند و همچنین برای تبلیغ و رسالتی دینی خود هجرت کنند واگر این ویژگیها و خصوصیات را داشته باشند چه باکره باشند و چه نباشند برای پرورش نسلها و جامعه ای سازنده لازم و ضروری است.اگر جامعه برای انتخاب همسری مناسب دقت کند و آن را به کار ببندد تا مادرانی شایسته بتوانند فرزندانی نیکو و عالم و عابد تربیت کند جامعه به سمت و سوی پیشرفت و توسعه و سازندگی پیش خواهد رفت ولی اگر غیر از این باشد انتظار سازندگی را در روی زمین نمی توان داشت.آنجا که حضرت امام رهبر کبیروفرزانه انقلاب   به زنان و مادران توصیه می کنند که خانواده باید مدرسه باشد.تعلیم احکام اسلام،تهذیب اخلاق نونهالان.شما باید نونهالان مهذب تحویل معلمان بدهید و معلمان باید انها را بیشتر تهذیب کنند.                                                

2-علم نسبت به پیامبران:اینکه چرا خداوند با وجود عقل و تفکر که می تواند به راههای مختلف دست پیدا کند ولی راهنماهایی برای بشر قرارداده است.بایدبشر به این یقین برسد که این عقلی که زیباترین خلقت خداوند بوده است وفقط در وجود انسان قرار داده وبه هیچ موجود دیگری تعلق نمی گیرد،از زمان طفولیت تا زمان مرگ نیاز به پرورش دارد و اگر درکنار عقل تربیت و رشد نباشد انسان به آن درایت و شناخت لازم دست پیدا نمی کند،در نتیجه خداراهم نمیتواند بشناسد.خداوند برای اینکه ابتدا راههای شناخت خدارا بتواند پیدا کند رسولانی را فرستاد تا راههای خدا شناسی را به اوبیاموزد.پس بشر تاخداو پیامبرش را نشناسد هم  خلقت و هم جهان هستی را بیهوده می پندارد و از راهی که دلش بخواهد حرکت می کند ودر نتیجه به دنبال اوامر الهی و دستورات و قوانین نخواهدبود ونمیخواهد زیر بار نظم و عدالت برود.بدون علم و قوانین جهان به طرف آشوب و ناهجاریهایی خواهد رفت که سرنوشتش دچار تخریب و فساد میکند و جز ظلم و خونریزی و جنایت چیز دیگری عایدش نخواهدشد.در هر عصر وزمانی که پیامبری برای ادای رسالت مبعوث شده است،زنی با کرامت پشنیبان او بوده است واورا یاری کرده است.حضرت آدم را در انجام رسالت توبه حوا یاری می کند و موسی را برای انجام رسالت مبارزه با ظلم و ستم مادر و خواهر و بعد هم آسیه او را یاری می کند.ایوب را همسرش و سلیمان را بلقیس و عیسی را مریم و پیامبر را حضرت خدیجه و رسالت نبوت و امامت را بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و تداوم راه امامت را در قیام امام حسین علیه السلام زینب و دیگر زنان.امام در این مابین زنانی هم بودند که نه تنها رسولان را یاری نکردند بلکه در خیلی وقتها ضربه زدند و حتی با ظلم و ستم همراه شدند.رسالت زنان در این جایگاه نه تنها از مردان کمتر نیست بلکه در بسیاری از موارد بیشتر هم می باشد.                  

3-علم نسبت به کتب الهی:انسان برای اینکه بتواند در این دنیادر آرامش زندگی کند و راه را ادامه دهد نیازبه برنامه وقوانین داردوبدون برنامه دراین دنیاسردرگم و واهی خواهد بود.برای اینکه بتواند

از این مهلکه جان سالم به در ببرد نیاز به دستورات و قوانین دارد که خداوند با رهبردی پیامبران و با استفاده از کتب آسمانی آن را به تحقق رسانده است به شرطی که انسان ذات و درون خود را پاک کند و به آن نزدیک شود و آن را درک کند و آن را به کاربندد.راهبری پیامبران به وسیله تعلیم به وسیله کتاب است تا بتواند انسان را از خطا و اشتباه مصون بداردو راه را به آنها نشان دهد.(انزل الله علیک الکتاب و الحکمه).خداوند بریا پاک شدن فطرت و درون بشر و تربیت درست اوابتدا کتاب را به وسیله پیامبران فرستاد و سپس آیات و نشانه ها را تلاوت کرد تا بشر ساخته شود و اگر به درجه  و مرتبه ای رسید که پاک و تزکیه شد،علم نهفته در کتاب را به او بدهد و در سایه علم،حکمت را به اومی آموزد و در پناه حکمت آنچه را که انسان نمیداند به او تعلیم دهد.در اجرای دستورات و قوانین الهی و شرعی نیز زنان نقش بسیار مهمی را دارند.اگر زنان و مادران در خانواده پایه های زندگی را بر اساس برنامه ها و موازین الهی و قانونهای شرعی بگذارند،نظم و ترتیب و سازگاری بچه ها با پدر و مادر و والدین با بچه ها فوق العاده زیبا خواهد بودو زیرا اگر انسان بر اساس یک اصول ثابت و روش و اسلوب درستی پیش برود هم در خانواده به موفقیتها و آرامش دست پیدا می کند و هم در اجتماع دچار کجرویها و نابسامانیها نخواهد شد و این افراد در اجتماع نیز بسیار موفق خواهند بود.حضرت امام رو به مادران می فرماید:شما مسئول هستید،مسئولیت بزرگ است.یک انسان و مادر درست ممکن است یک عالم تربیت کند،یک انسان غیر سالم و یک انسان فاسد عالم را به فساد می کشد.فساد و صلاح از دامن های شما و از تربیت های شما و از مدارسی که شما در آنجا اشتغال دارید،از آنجا شروع می شود.اینها می خواهد بچه ها را از دامن مادرشان جدا رکده و به مهدکودکها بفرستند.باز در جای دیگر می فرماید:برای خانمها یک مطلب بالاتر است و آن مطلب، تربیت اولاد است.شما گمان نکنید اینها که همیشه از مادر بودن و اولاد داشتن و از تربیت اولاد داشتن،اینها تکذیب می کنند و مطلب را یک مطلب خیلی سستی می گیرند و مطلب را یک مطلب بسیار پایینی می گیرند،اینها غرض صحیحی دارند،اینها می خواهند از این دامن که بچه خوب می خواهد در آن تربیت بشود،بچه ها را از این دامن دور کنند،بچه ها را از همان اول به پرورشگاهها بفرستند،زیر دست دیگران،زیر دست اجانب بچه هار ا تربیت کنند،آنها می خواهند انسان درست نشود،دامن های شما دامن هایی است که انسان درست می کند.اینها می خواهد بچه های شما را از اینجا نگذارند با شما باشند و نگذارند انسان درست بشود.پس می بینیم آشنایی با تعلیم دینی آن هم توسط مادران در ساخته شدن نسل و نسل هم در ساخته شدن اجتماع و آبادانی زمین از اهمیت بالایی برخورداراست.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             

حال برای اینکه بتوانیم به این علوم دست پیدا کنیم،باید بنیادی وریشه ای به بعضی علوم دیگر پی ببریم و آنها را مورد بررسی قرار می دهیم:   

الف-علم نسبت به خلقت خود و جامعه:هر فردی بايد نسبت به خلقت خود و خالقش علم وآگاهی داشته باشد تا هم در وجود خود سازندگی ايجاد و هم برای جامعه مفيد باشدتاجامعه هم رو به تکامل برود.آنجاکه می فرماید:ازروح خود در او دمیدم تا ضمیری پاک و الهی داشته باشد تا بتواند زودتر به من برسدو نزدیک شود.وآنجایی که میفرماید:خلقته من نفس واحده و همه ساختار بشر از یک نفس واحده است و خالق همه انسانها و موجودات یکی می باشد و ضمیر همه بشر از یکجا آفریده شده است.وآنجایی که می فرماید:ترا خلق کردم تا در بهشت در کنار همسرت به آرامش برسی و از نعمات آنجا استفاده کنی.وآنجایی که می فرماید:ترا برای خلیفه خداشدن در روی زمین آفریدم و بعد کرامت را ارزانی می کند تا به فضیلت برسد.او میخواهد انسان پیروی از شیطان نکند که به بشر و خدا کبر ورزید تااین انسان بتواند در بهشت زندگی خوبی داشته باشدووقتی از شیطان فریب خورد او را در روی زمین جای داد تا بعد از توبه دوباره مورد امتحان الهی در روی زمین قرارگیرد وبا نسل خود زمین را آباد کند.آنگاه که او را در زندگی دنیایی از آب گندیده به نطفه و علقه ومضغه می رساند تا در رحم مادر رشد پیدا کند و با تربیت پروردگار به وسیله مادر راه تکامل را طی کند.بزرگترین مسئولیت بشر این است که خود را و خلقت زیبای خودر ا آنجا که خداوند می فرماید:تبارک الله احسن الخالقین را به تحقق برساند قدر بداند و به آن ارزش بدهد و سپس هدف از خلقت خود و همه موجودات را درک کند تا آنجا که خداوند می فرماید:همه موجودات را برای تو خلق کردم و ترا برای خودم.اگر به این رسالت بزرگ پی ببرد،راه سعادت را پیدا کرده است.این علم ابتدا از خداوند و سپس از طریق مادران و زنان به نسلها منتقل می شود.زیرا زنان از روح لطیف و عاطفه بسیاری که دارند زودتر به خدا نزدیک می شوند و وجود خدارا درک می کنند و راه نزدیک شدن به خدا را پیدا می کنند و به همین دلیل هم عبادت آنها نسبت به خداوند یکتا زودتر از مردان صورت می گیرد.زیرا اصل سازندگی،ساخته شدن روح بشر است ونزدیک شدن به طرف خدای یکتاست.همه مردان با تقوی و پاک از دامن زنان پاک و عفیف به دنیا آمده اند.

ب-علم نسبت به برکات ونعماتی که هم برای شخص خودش می باشد و هم برای همه مردم در روی زمين به وفورمی باشد.آنها راخوب بشناسدو خوب ازآن بهره وری کند. آنجا که خداونددرقرآن می فرمايد:اموال يکديگر را در ميان خود به باطل نخوريد و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه به قضات ندهيدو شما می دانيد اين کار گناه است. (سوره بقره آيه 188) وآنجا که خداوند می فرمايد:ای مردم!آنچه در زمين است،حلال و پاکيزه است بخوريد،و از گامهای شيطان پيروی نکنيد،چه اينکه او،دشمن آشکار است. اوشمارا فقط به بديها و کار زشت فرمان می دهدکه آنچه را که نمی دانيد به خدا نسبت بدهيد.(سوره بقره آيه 168 و169).خداوند در سوره بقره آیه107می فرماید:ای انسان  بدان که آنچه در زمین و آسمانها است در مایملک خداست و صاحب و آفریننده آن اوست.و یا آنجایی که می فرماید:زمین را برای بشر گشتراندیم و آسمانها را بنا کردیم و از آسمانها آب خارج کردیم تا از آن ثمره و میوه ها پرورش یابند تا روزی بشر شود. نعمتهای الهی بسیار است که انسان باید آنها را دقیق بشناسد و در بهره دهی و بهره وری و آبادانی و عمران در روی زمین کار کند.(سوره بقره آیه 202)حضرت علی علیه السلام از این نعمات الهی خداوند که سبب آبادانی زمین شده است این چنین یاد می کند:خداوند از اسرار پنهانی مردم و زا نجواین آنان که آهسته سخن می گویند و از آنچه که در فکرها به واسطه گمان خطور می کند و تصمیم های که به یقین می پیوندد،واز نگاههای رمزی چشم که از لابلای پلکها خارج می گردد،آگاه است.خدااز آنچه در مخفی گاههای دلها قرار دارد و از اموری که پشت پرده غیب پنهان است و آنچه را که پرده های گوش مخفیانه می شنودواز اندرون لانه های تابستانی مورچگان،وخانه های زمستانی حشرات، از آهنگ اندوهبار زنان غمدیده و صدای آهسته قدمها آگاهی دارد.

خداوند سبحان از جایگاه پرورش میوه در درون پرده های شکوفه،از مخفی گاه غارهای حیوانات وحشی در دل کوهها،واعماق دره ها،از نهانگاه پشّه ها بین ساقه ها و پئست درختان،از محل پیوستگی برگها به شاخسارها،واز جایگاه نطفه ها در پشت پدران،آگاه است.خدا از آنچه پرده ابر را به وجودمی آورد وبه هم می پیوندد،واز قطرات بارانی که از ابرهای متراکم می بارند،واز آنچه که گردبادهااز روی زمین برمی دارند،وبارانها با سیلاب آن را فرومی نشاند و نابود می کنند،از ریشه گیاهان زمین که میان انبوه شن وماسه پنهان شده است،از لانه پرندگانی که در قله بلند کوهها جای گرفته است،از نغمه های مرغان در آشیانه های تاریک،از لؤلؤهایی که در صدفها پنهان است و امواج دریاهایی که آنها را در دامن خویش پروراند آگاهی دارد.خدا از آنچه که تاریکی شب ان را فرا گرفته،ویا نورخورشید برآن تافته،وآنچه تاریکی ها وامواج نور،پیاپی آن رادر بر میگیرد،از اثر هر قدمی،از احساس هر حرکتی،وآهنگ هر سخنی و جنبش هر لبی و مکان هر موجود زنده ای ووزن هر ذره ای و ناله هر صاحب اندوهی اطلاع دارد.خدا هر آنچه از میوه شاخسار درختان و برگهایی که درروی زمین ریخته و ازقرارگاه هر نطفه و بسته شدن خون وجنین که به شکل پاره ای گوشت است و پرورش دهنده اسنان و نطفه آگاهی دارد،وبرای این همه آگاهی،هیچ گونه زحمت و دشواری برای اوندارد و برای نگهداری این همه از مخلوقات رنگارنگ که پدیدآورده دچار نگرانی نمی شود،ودر تدبیر امور مخلوقات،سستی و ملالی در او راه نمی یابد.این همه نعمتهایی را خداوند به بشر داده و مولا آن را متذکر می شود از این باب است که ما این نعمتها را بشناسیم و بدانیم که چگونه خداوند در اختیار بشر گذاشته اشت وبعد بتوانیم از آن برای آبادانی زمین و بهره برداری خودمان و نسلهای آینده به کار بگیریم. 

3-علم نسبت به راههای صحيص بهره وری ازاين نعمات و برکات می باشدکه اگر نحوه بهره وری و استخراج آنها درست باشد ماندگاری آنها بيشتر است و اگر توليدات و استفاده از ذخاير در جهت درست نباشد استفاده بهينه از آنها نمی شود.در منافع مردم و بهره گیری از آن نیاز به علم درست دارد.زیرا منابع و ذخایر از انفال می باشند و حق همه مردم می باشد. علم استفاده بهینه از نعمات الهی از اهمیت بالایی برخورداراست .اول اینکه ذخایر و معادن چگونه بهره برداری شوند که لطمه به زمین و آبادانی آن نزد و دوم اینکه بی رویه مصرف نشود که باعث شود خیلی زود از بین برود. حضرت  علی علیه السلام در نامه 24 در رابطه با حفظ اموال می فرمایند:با کسی که این اموال در دست اوست شرط می کنم که اصل مال را حفظ کند تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، وهرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند،تا همه سرزمین یکپارچه به گونه ای زیر درختان خرما قرار گیرد که راه یافتن درآن دشوار باشد.در این مورد خداوند در سوره نساء آیه34 رو به زنان مؤمن می فرماید:زنان مؤمن در مقابل حقوق و اموالی که برای آنها قرار داده است مسئول هستند و باید نیکوکار و فروتن و نگهبان دامان خود واموال همسرشان باشد.این آیه نشان می دهد که زنان در هدر دادن اموال و برکات الهی و یا در حفظ و نگهداری آن سهم به سزایی دارند.                       

4-علم نسبت به اينکه ذخاير و نعمات الهی دچار فساد و تباهی نشوند و راههای جلوگيری از آن را بيابد.زيرا اگر انسان قدر و منزلت نعمات و برکات و ذخاير را ندانست و شکر استفاده صحيح از آن را به دست نياورد،اين ذخاير رو به فساد و تخريب می روند و خيلی زود نا بود می شوند.آنجا که خداوند می فرمايد اگر سرپرستی يتيمی را به عهده گرفتيد،به کلی زندگی و اموال آنها را از اموال خود جدا کنيد تا دچار تباهی و مفسده نشويد.(سوره بقره آيه 220).یا در جایی که می فرماید:از نعمات و حلالها بخوریید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.وآنجایی که میفرماید:در مصرف اموال تبذیر و بیهوده استفاده کردن را نداشته باشید .خداوند در سوره آیه(141)ا نعام می فرماید:ما برای شما باغهایی درست کردیم با درختهای داربستی و آزاد و درخت خرما و انواع زراعتهای مختلف و رنگارنگ و زیتون و انار و میوه های مشابه یکدیگر و حتی نامشابه را تا از آن بخورید و بهره برید و زکات فقیران را بدهید واسراف نکنید یعنی آنها را هدر ندهیدو این نشان می دهد که هم راه استفاده بسیار مهم است و راههای فاسد شدن و از بین رفتن آن را باید بدانیم.                                           

تربيت:

وقتی انسان نسبت به چيزی علم پيداکرد و به آن ايمان و يقين پيدا کرد در پی اين است که اين نظريه ها و ديد گاهها را هم د رخود و هم در اجتماع پياده کند تا جامعه رو به اصلاح وسازندگی پيش برود.اولين تربيت کننده بشرخود خالق است که خود می فرمايد: الحمدلله ربّ العالمين .زیرا او مربی و آموزگار هر دو عالم است.آنجا که می فرمايد: عَلَّمَ آدَمَ الاسماءَ کُلُّهاو هرآنچه بشر برای پرورش فطرت پاک نياز داشته است به او آموخته است.همه انسانها زمینه تربیتی سالمی دارند و باید علم را برای تربيتهای بعدی خود به نحو احسن به کارگیرد تا بتواند رشد بالنده و سازنده ای داشته باشد.مربی دوم انسان مادر است که از ابتدای جنينی تا تولد به مدت نه ماه او را پرورش می دهد.پرورش اين دوران از اهميت خاصی برخورداراست که اين فطرت پاک الهی که خداوند بعد از چهارماه و ده روز در او دميده است،آنقدر پاک و مطهر بماند که در مراحل بعدی ادب آموزی دچارمشکل نشودويا کمترآسيب ببيند.مرحله بعدی پرورش انسان دوران شيردهی میباشدکه باز در دامن مادر انجام می شود و بسياری از نکات تربيتی از جمله صبر،حوصله، استقامت و بردباری و قناعت را در اين دوران می آموزد .مرحله بعدی 2 تا7سال است که زمينه پذيرش آموزشهای کاملتر برای او فراهم می شود و رشد ديدگاههای او نسبت به هستی و خلق و مخلوق شکل می گيرد که زمينه ايمان و يقين او را فراهم می کند و بنياد اساس پايه های فکری او ريخته می شود که با کمک مادر انجام می شود و هر گونه رفتار ومنش مادر برای الگو می شود و بعد زمينه برای آموزشهای پدر شروع می شود وتربيت  فرددرگرورفتارهای دونفر با آداب و فرهنگ متفاوت است که باید ساخته شود.اما از همه مهمتر نقش مادراست که می تواند هم در سرنوشت بشر و هم رشد او تاثیر بسیاری داشته باشد.

     مظاهر تربیت و نقش زن در آن:

1-ادب نسبت به خداوند:انسان پاک سرشت ابتدا بايد نسبت به خداوند ادب داشته باشد تا بتواند بنده خوبی برای خداشودواگر بنده شد،اهداف خدا در خلقت انسان به تحقق خواهد رسیدو بهترین راه بندگی آن است که آداب آن را به جا آورد که بهترين ادب نمازو توجه به خداوند است واطاعت از اوامر الهی است.انسانی که ضمیر پاکی دارد با نگرش و دقت به محیط اطراف خود به این مسئله برسد.و به همین دلیل است که در کودکی انسان به عبادتهای مادر و انجام تکاليف نسبت به خدا توجه می کند و از او می آموزدکه چگونه دربرابرخدا توضع و فروتن باشد.او راه خداشناسی را از مادر یاد میگیردو مادری که یقین به خدا پیداکرده و خود را برای خدا ساخته است و همه وجودش و محبتش و عاطفه اش از محبت به خدا پرشده است به بهترین وجه می تواند قلب پر از عاطفه خود را نثار فرزندش کند تا او هم برای خدا تربیت شود.اما اگرانسان پاک باشد ولی برای تربیت وروح و روان او درجهت الهی و معنوی رشد نکند،در دوران بلوغ و بالندگی دچار تنقضات خواهد شد.در نتیجه مسیر خود را در بی راهه ها گم خواهد کرد.اگر انسانی هم که در دوران جنینی قبل از دمیدن روح دچار ناپاکیها شود در رشد او فساد ایجاد خواهد شد و موجودی خواهدشد که دچار روحی آلوده خواهد بود.انسانی که برای خدا ادب شده باشد،در جهت خدمتگزاری بهتر می تواند انجام وظیفه کند و رسالت خود را در روی زمین انجام دهد.در زمینه تربیت خدایی والهی بشر حضرت امام در سخنرانی که برای خانمها کرده اند:اسلام یک رژیم است،یک رژیم سیاسی است منتها سایر رژیم ها از بسیاری از امور غافل بودند و اسلام از هیچ چیز غافل نیست یعنی اسلام انسان تربیت می کند به همه ابعادی که انسان دارد.بعد مادی دارد.راجه به بعد مادی تصرفاتی دارد،بعد معنوی دارد،راجع به معنویات صحبت دارد بالاتر از آن دارد،یعنی از آنوقتی که ازدواج حاصل نشده است بین پدر و مادر،اسلام برای ساختن انسان دستور دارد که چه زنی را انتخاب کند وچه مردی را آن زن انتخاب کند.وضع اخلاقی اش چطور باشد،وضع دیانتش چطور باشد.اسلام دستور دارد که پدر و مادر چه جور باید باشند یعنی ازدواج چه جور باید باشد،این برای این است که ملاحظه عاقبت این امر را کرده است که اگر پدر و مادر یکی از انها مثلاًاخلاقش فاسد باشد،اعمالش غیر انسانی باشد،این بچه هایی که پیدا می شود،به واسطه وراثتی که هست در کار اینها تاثیر می گذارد ولهذا مانند یک کشتکار بسیار دقیقريالبسیار دلسوز،اسلام به نوع انسان مراعات کرده است و ازآن اول تا زمانی که ازدواج می شود،ازدواج که شد چه در تربیتی در ازدواج است،بعد در زمان حمل آداب بسیار در آنجا هست،بعد در زمان رضاع و شیر دهی چه آدابی هست و بعد رد دامن مادر آدابی هست،بعد در مدرسه آدابی هست،بعد در اجتماع آدابی هست،این بچه را از آنوقتی که باز به دنیا نیامده مراعات کرده تا برسد به مرتبه عالی و برای همه اینها دستور داردو سایر رژیم های عالم،سایر دولتهایی که در عالم هست،به اینها اصلش کاری ندار،آنها فقط یک کاری دارند و ان این است که این اجتماع مثلاً به نفع خودشان یک آرامی پیدا کند تا چپاول کنندمردم را،یا آن هم که بسیار خوب و عادل است کاری به این مسائل ندارد،فقط راجع به این دارد،مسائل اجتماعی خودش را مثلاً یک قدری صحیح بکند،اما بچه چه جور باشد تا آخر،زمان حمل و زمان شیردهی اصلاً مطرح نیست در سایر رژیمها.اسلام یک همچو چیزی است که وقتی انسان بزرگ شد معاشرت خودش با برادرش،با پدر و مادرش، پدر و مادر با فرزندان،مغاشرت با همسایگان،معاشرت با همشهریها،معاشرت با همدینان،معاشرت با خارجیها همه اینها در اسلام است و اسلام یک حکومتی است که یک جنبه اش حکومت سیاسی است و یک جنبه اش حکومت معنوی .یعنی دو طرف دارد انسان،دووضع دارد انسان،دورو دارد انسان،یک روی مادی که اسلام در این جهت احکامی داردو یک روی معنوی که این روی آن برای هیچیک از رژیمها مطرح نیست که انسان را تربیت معنوی و تهذیبی کنند تا برسد به مرتبه ای که دیگر هیچ کس نمی داندالا الله.تا آنجا اسلام دست مردم را گرفته و برده است تا برسد به ملکوت اعلی.این می رساند که تربیت و مربی همه بشر چه دین دار و چه بی دین دردست خداست وبعدهم پدرومادرکه ازهمه نقشش مهمتراست.او باید تمام سرمایه های علمی و تربیتی خود را برای هم این نسل وهم نسلهای آینده بگذارد.                                           

2-ادب نسبت به خود :

الف)انسان ابتدا بايد به افکار و انديشه های خود ادب بياموزد که در صد بسيار زيادی ازاين انديشه های خود را ابتدا از مادر می آموزد و سپس از پدر و بقيه را نيز از معلم و اجتماع.تاثيرگذاری انديشه ها و تفکرات بيشتر از طريق مادر پايه گذاری می شود که حتی در سرنوشت آينده و نحوه ارتباط اوبا ديگران و اجتماع اثر زيادی دارد .وقتی در سوره بقره خداوند می فرماید:زنان محل بذر افشانی هستند که با عفت و پاکی خود با پرورش فرزندان صالح و شایسته اثر نیکی برجامعه بگذارد وهم خانواده و هم اجتماع را به سمت و سوی خیر و نیکی پیش ببرد.   

ب)ادب نسبت به اعضاءو جوارح:تربيت زبان و گوش و دست و پا و چشم از اعضای مهمی هستند که بايد نسبت به آن توجه ويژه ای شود.باز از کودکی ادب کردن اين اعضاءو جوارح شروع می شود و او را برای دوران جوانی و بزرگسالی و حتی پيری می سازد.

در اين مورد هم مادر و پدر نقش مهمی را ايفاء می کنند که نقش مادر و نحوه برخورد او با زبان و گوش و چشم که هر کدام به نوعی روی انديشه ها و رفتار انسان تاثير دارد.و هر اندازه به آن توجه شود پيشرفت و موفقيت و خوشبختی بشر بيشتر فراهم شده است

ج)ادب نسبت به ديگران:نحوه ارتباطات اجتماعی برای انسان بسيار مهم است و انسان خواهان اين است که در اجتماع مورد توجه و دوست داشتن واقع شود و اگر نتواند اين ارتباط را برقرار کند دچار انزا می شود.کسانی که روابط عمومی خوبی دارند و بيشتر در اجتماع ظاهر می شوند در اصلاح خود و جامعه نقش مهمتری دارند و سرنوشت خود را بهتر می توانند بسازند.اگر در خانواده اين ارتباط دهی خوب باشد ،در اجتماع می تواند خوب نمايانگری کند و بالاخص اگر مادر خانواده ارتباط خوبی داشته باشد و نسبت به ديگران ادب را رعايت فرزندان نيز از او الگو می گيرند و با همان شيوه رفتار می کنند و حتی نقش زن در خانواده برای همه اعضای خانواده از اهميت ويژه ای برخوردار است. انسان در اجتماع با انواع رفتارها و الگوها برخورد می کند که اگر نسبت به آنها شناخت نداشته باشد و نتواند تشخیص بدهد ممکن است دچار فساد و بدبختی بشود.یکی از این چهره ها که قطعا انسان به آن دچار میشود،چهره گمراهی شرک و کفر است که توسط شیطان القا

می شود و به بوسیله انسانهای پلید و ناپاک گسترش میابد که اگر انسان به آن آگاهی نداشته باشد در هر قدمی ممکن است دچار فریب شود و زنان و مادران اگرنسبت به آن علم داشته باشند،با شیوه های تربیتی صحیح می توانند بعد از پیامبران راهنای بسیار خوبی برای نسل بشر باشند.چهره دیگر زایل کننده افکار بشر نفاق می باشد که شناختن آن بسیار سخت و دشوار خواهد بود و کسانی ازآن نجات پیدا می کنند که در خانواده خالص و پاک تربیت شده اند و بنا به تربیت خداوند و خانواده و بالاخص مادران چهره راستگویان را از درغگویان می توان تشخیص داد.  

یکی دیگر از معضلات جامعه که بشر دچار آن می شود پنهان شدن چهره های حق می باشد که در پس پرده باطل گم می شود و شناخت راه حق بسیار سخت خواهد شدو خداوند در سوره بقره آیه42تاکید کرده است که راه حق را بشناسیم تا بتوانیم راه باطل را تشخیص بدهیم زیرا اعمال انسان براساس حق میزان می شود.اگر زنان باایمان و مادران نیکوکار افرادی عادل باشند و راه حق را شناخته باشند،در هر زمانی که ببینند فرزندان و مردان و همسران آنها به گمراهی میروند،آنان را از آن راه دور کنند و به راه راست هدایت نمایندوچه بسیار زنانی که مردان باطل را هدایت کردند و زنان نیکوکاری که در پیشرفت و اصلاح جامعه از مردان پیشی گرفتند.

همه این علوم وتربیت که بیان شد بسیار مهم هستند اما آنچه که همه این مباحث را تحت پوشش قرار می دهد و آنها را نیز در برمی گیرد علم اخلاق است که، تعلیم و تربیت درست همه آنها را شامل می شود و زنان ابتدا پرورش خود به کمالات الهی و معنوی و سپس بسبت به فرزندان خود در این امر مهم باید همت بورزند.

بخش2)نقش زن درتوسعه اقتصادی:

در بحث اقتصاد،پيشرفت و يا رکود آن درجامعه هم به افراد بستگی دارد و هم به جامعه و جامعه برگرفته از جامعه کوچکتر خانواده است و اعضای خانواده هم افراد هستند پس هم فرد و هم اجتماع در رشد و شکوفايی اقتصاد میتواند نقش داشته باشد و هم در رکود و سقوط آن.اقتصاد هر جامعه ای بستگی به سرمايه و ميزان توليد و بهره دهی آن می باشد.اگر سرمايه ای در توليدات خود سوددهی نداشته باشد دچار ورشکستگی می شود و هيچگاه سرمايدار نمی خواهد در سود سرمايه و حتی در اصل سرمايه ضررببيند. سرمايه براساس مقدار توليد برنامه ريزی می شود و مقدار توليد به چند عامل بستگی دارد:الف) ميزان عرضه و تقاضا   ب)ميزان سود وبازدهی

الف)ميزان عرضه و تقاضا نيز بستگی به مقدار مصرف و به کار گيری آن در جامعه بستگی دارد و هر اندازه مصرف بالا باشد توليدات و به کار گيری سرمايه بيشتر است.اگر توليدات در مواد اوليه زندگی و قوت اوليه و روزانه باشد توليدات هم به همان اندازه است و اگر هم در مصارف جانبی باشد بازهم به همان سمت و سو حرکت می کند و از چيزهايي که در آن تاثير گذار است:تجمل گرايي وآراستگی غير متعارف –تنوع طلبی

1-تجمل گرايي:اگر در توليدات مواد ضروری زندگی آراستگی بيش از متعارف رونق پيدا کنداز جمله در غذا،پوشاک،مسکن روز به روز توليدات در اين زمينه بيشتر می شود و اگر در کنار آن مواردی مثل اسراف و تبذيرو احتکار و سود بالای توليدات هم نقش داشته باشد جامعه به چه سمتی پيش خواهد رفت؟اگر دقت کنيم در همه موارد زنان نقش بسيار مهمی خواهند داشت،درنتيجه توليد کننده هم برهمان اساس برنامه ريزی خواهد کرد.اما اگر بر اساس نياز جامعه و فرد توليد صورت گيرد هم اسراف کمتر خواهد بود و هم زائل شدن آنها کمتر خواهد بود.مردان مسئول به دست آوردن مایحتاج خانواده و فرزندان هستند اما مصرف آنها ونحوه مدیریت با زن خانواده است.

الف-در زمینه آراستگی منزل:دین به نوع آراستگی و زیبایی منزل برای خانمها تاکید بسیار کرده است.اما در جهان امروز آراستگی با مصرف گرایی بیش از حد جایش را عوض کرده است.به جای اینکه زنان از هنر و تولیدات خود و ذوق و سلیقه خود در آراستگی منزل همت کنند،بیشتر مایل هستند از تولیدات روز و جدید در بازارها استفاده کنند.این مسئله سبب می شود که سرمایه دار به جهت سوددهی بالا براساس تقاضای جامعه نوع تولید خود رادر نظر بگیرد درنتیجه به جای اینکه تولیدات ضروری و اساسی جامعه در نظر گرفته شود،تولیدات کالاهای تجملاتی با جلوه های متنوع و رنگارنگ زیاد شود،نتیجه این است که نه تنها سرمایه ها ومنابع طبیعی در جهت نیازهای اصلی به کار نرود بلکه به هدر رفتگی و فساد آن را نیز خواهیم داشت.بالاخص اگر این سرمایه ها به دست انسانهای ناسالمی باشد که فقط سود سرمایه هایشان برایشان مهم باشد.

ب-در زمینه مصرف پوشاک:به دلیل اینکه زنان زیبایی را دوست دارند و اگر در جهت علاقه مندی بیش از حد هم تربیت شده باشند به دنبال این هستند که هرروز بر اساس مد ومدگرایی پیش بروند و با لباسهای فاخر و گرانبها نفس مادی خود را ارضاء کنند.در صورتی که اگر براساس نیاز و نحوه نگهداری آن دقت شود هم می توان به هدف زیبا پوشیدن رسید هم یک اقتصاد سالم و سازنده را پایه ریزی کرد.اگر برای انجام هر کاری لباس خاصی در نظر گرفته شود و هر چیز در جای خودش قرار بگیرد هم لباسها به جا استفاده شده و هم زیباییش حفظ می شود.به طور مثال برای کار یک یا دو دست لباس،برای مطالعه،برای شب،برای مهمانی و..... اگر در نظر گرفته شود آنوقت این همه بی رویه مصرف پوشاک نخواهیم داشت.

ج-مصرف لوازم آرایش:یکی دیگر از مصرف بی رویه و زیاد مصرف لوازم آرایش در بین خانهاست که سبب شده بیشتر سرمایه های جهانی به این منظور در نظر گرفته شود.آرایش که برای خانمها بسیار توصیه شده است و زنها نیز به دلیل علاقه مندی به زیبایی به آن بسیار اهمیت می دهند از حد تعادل آن خارج شده و هدف اصلی خودش را از دست داده است.در این خصوص چند نکته لازم است:اول اینکه آرایش جا و مکان خاصی دارد که الآن به خیابانها کشیده شده است دوم اینکه آرایش هم مانند مصرف چیزهای دیگر حد و مرزی دارد.در دنیای امروز هدف از تولیدات لوازم آرایش به چند منظور است:اول گسترش شهوت رانی و ارضای جنسی به طور آزاد در جامعه.دوم سست کردن پایه و اساس خانواده که دیگر نسل پاکی تربیت نشود تا دنیا و اجتماع روبه سازندگی و آبادانی برود و چپاولگران و غارتگران و سودجویان کماکان به کار خود مشغول باشند و کسی هم به کار آنها کاری نداشته باشد.سوم بالا رفتن میزان مصرف این لوازم که سبب می شود سالیانه سود صددرصدی سرمایه سرمایه داران روز به روز بیشتر شودچهارم نگه داشتن مردم به واسطه استفاده این مصارف در فقر و تنگدستی،زیرا به دلیل پیش رفتن همراه وهمرنگ اجتماع بیشتردرآمد مرد خانواده صرف این می شود پنجم به دلیل اینکه تولیدات این مواد شیمیایی هستند نه طبیعی امراض پوستی را به دنبال دارد که سبب می شود بازار پزشکان پوست نیز داغ شود.

2-اسراف :اگر در زمينه مواد غذايي اسراف داشته باشيم و سفره های رنگين با انواع غذاهای متنوع باشد هم توليدات فقط در اين جهت بالا رفته و هم سود سرمايه بيشتر می شود و هم زائل شدن وفاسد شدن آنها بيشتر است پس ما درصد بسيار زيادی از ذخاير زمينی وزيرزمينی را هدر داده ايم و هم زباله های بيشتری را در روی زمين توليد می کنيم که اين نوع مصرف هم به فرد وهم به جامعه ضرر می رساند و هم جامعه را دچار اختلافات طبقاتی خواهد کرد.

مصرف بيش از اندازه پوشاک و تنوع طلبی درآن و توجه بی اندازه مردم و جامعه به طرف آن سبب می شود که سرمايه دار و توليد کننده سرمايه های خود را با اين هدف دنبال می کند و همچنين است در مورد لوازم منزل و نوع آراستگی و تنوع طلبی در آن ونيز استفاده غير متعارف و بی اندازه لوازم آرايش و..... که همگی اين نيرو را ايجاد می کند که توليدات خود را در اين جهت بالا ببرد تا سود بيشتری حاصل شود.نکته ایی که در این مورد حائز اهمیت است این است که باوجود توليدات تجمل گرایانه و آراستگی بیش از حد خدمتگزاری و خدمات رسانی در جهت ضروريات را بسیار کم می کند و حتی کسانی که به نان شب محتاج هستند ولی باید با مشقات فراوان خود را به اين قشر جامعه برسانند که این معضلاتی را از جمله تحقیر شدن شخصیت انسان،از بین قناعت وصرفه جویی، فقر و تنگدستی اقشار کم درآمد جامعه را به همراه بیاورد که در این زمینه زنان نقش عمده ای را دارند زيرا هم مدیریت آشپزخانه و هم آراستگی منزل و رسیدگی به امور فرزندان و هم نیازهای شخصی خودش،در دستان اوست و اقتصاد خانه با مدیریت او انجام میشود و اقتصاد خانه،اقتصادجامعه و نوع تولیدات را می سازد.       

3-احتکار:حرص و طمع در مصرف،زمینه زیاد شدن تولیدات را فراهم می کند.اگر سرمایه دار برای سود بیشتر فعالیت کند،مدام در پی این است که نرخ تولید را بالاببرد و هرچقدر طرفدارخرید بیشتر باشد و طمع بیشتر خرید باشد،طمع بالا رفتن قیمتها هم بیشتر می شود.در نتیجه هم سرمایه دچار فساد می شود و هم تولیدات و هم نوع مصرف آن.در این قضایا فقط تعدادی سرمایه دار سود می کنند.این مسئله سبب می شود که حتی کیفیت پایین بیاید و در عوض فقط کمیت بالابرود.   

میزان سود وبازدهی:درسیاست افتصاد بازسرمایه دارفقط به فکر سود بالاست و هرچقدرمنفعتش ایجاب می کند کمیت را بالا میبرد و کیفت از اهمیت کمتری برخوردار است.اگر در مصرف و شیوه تربیتی خاصی اتخاذ نشود و هرنوع کالایی که فقط جنبه زینت و تجمل دارد بالا برود و مصارف ضروری بشر نادیده انگاشته شود،به همان نسبت تولید انجام میشود و نرخ ریالی کالا هم بالامیرود و اگر میزان نرخ پایین بیاید قطعاً از کیفیت اجناس کاسته می شود که در نتیجه آن منابع و ذخایر به زودی از دست می رود و نیرو و انرژی موجوددرطبیعت به جای اینکه ضروریات زندگی رابرطرف کند،درمصارف بیهوده به هدر میرود.اگر کمی توجه کنیم،زنان نقش بسیار مهمی رادارند.اگر به ضروریات و موارد مهم زندگی اهمیت بدهند و به اندازه مصرف روزانه خرید کنند و همان را به نحو احسن استفاده کنند نه منابع و ذخایر از بین میرود و نه مواد تولید شده خراب میشود ونه به زباله ریخته میشودکه این خودمشکلات ومعضلاتی راپدید می آورد.

3-عمران و آبادانی:خداونددر چند جا در قرآن انسان را عمران و توسعه در روی زمین هدایت می کند و این نشان می دهد که این مسئله دارای اهمیت خاصی است.وقتی خداوند بشر را خلق کرد به ملائکه گفت:براوسجده کنید.آنها گفتند:ما برکسی سجده کنیم که می خواهد برروی زمین فساد کند و خونریزی راه بیاندازد.این قسمت آیه نشان می دهد که انسان عامل فساد و خرابی و ظلم است.سپس خداوند به ملائکه می گوید: میخواهم برای خودم برروی زمین خلیفه بگذارم.این قسمت نشان می دهد که انسان با برگرفته از تعالیم الهی میتواند در روی زمین رشد و توسعه و آبادانی انجام دهد و نیکیها وخیرات وخوبیها را گسترش دهد تا مظهر جلوه خدا گردد.خداوند در سوره هود آیه

  می فرماید:ابتدا خدارا پرستش کنید و به یگانگی او ایمان بیاورید و او زمین را برای شما محل رشد و شکوفایی قرار داد و آبادانی آن را به بشر سپرد.پس باید از این فرصت برای آباد شدن زمین کمک گرفت تا هم این نسل و هم نسلهای آینده از آن بهره بگیرند ولی اگر در روی زمین تخریب و فساد گسترش پیدا کند تا هم منابع و ذخایر از بین نرود و هم بهره دهی آن برای همه نسلها باقی بماند.باز خداوند در سوره روم آیه 9می فرماید: بنگرید به کسانی که درروی زمین عمران و آبادانی کردند اما در موقعیت مناسبی از آن بهره وری نشد و در جهت الهی قرار نگرفت که خود ضرربود و آنها به خودشان ستم کردند وباز زنان در پیشرفت و توسعه و آبادانی نقش مهمی داشتند در جایی که خداوند به حضرت ابراهیم فرمان می دهد که با اسماعیلت بنای کعبه را بنا کن،هاجر با صبر و حوصله آنها را یاری می رساند.

-نقش زن در سیاست:

یکی از ابعادی که می تواند در جامعه سبب رشد و پیشرفت و سازندگی شود حکومت آن جامعه و قوانینی که حاکم بر جامعه می باشد.اگر جامعه ای حکومت آن دچار فسق و فجور و کجروی باشد فقط افراد عالم و حکیم می توانند خود را در چنین جامعه ای سالم نگه دارند و اکثر جامعه با موج حرکت می کنند و تحت تاثیر حکومت قرار می گیرند.اگر جامعه ای هم حکومت و قوانین آن سالم و کامل و مترقی باشد و در جهت منافع مردم و ترویج اخلاق انسانی همراه با بزرگ داشتن کرامت و فضایل اخلاقی باشد به تبع آن افراد سست ایمان هم رو به پیشرفت و اصلاح خود بر می آیند و افراد با کمال هم در صلح و آرامش زندگی می کنند.انتخاب حکومتها یا بازور ویا با جنگ به قدرت رسیده اند و یا با انتخاب مردم.حتی اگر با ظلم و زور هم به قدرت رسیده باشند و مردم به آگاهی و علم رسیده باشند از آن حکومت تبعیت نکرده و در پی تغییرآن و همچنین تغییر سرنوشت خود خواهند بود و اگر با انتخاب و رای مردم باشد در جهت پیشرفت جامعه با حکومت همکاری خواهند کرد.در این زمینه نیز زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند باحضورخودچه درجهت تاییدحکومت وچه در جهت تکذیب حکومت نقش بسیار مهمی را به عهده خواهد داشت.نمونه حضور زنان در بیعت با نبوت پیامبر مکرم اسلام می باشد که خداوند از پیامبر میخواهد که در زیر درخت رضوان از مردم بیعت بگیرد ومردان با ایشان بیعت می کنند.سپس خداوند می فرماید:از زنان بیعت نگرفتی.پیامبر وحی را ابلاغ میکند و مردان می گویند ما به نمایندگی از زنان بیعت می کنیم که خداوند می فرماید:بیعت هر فرد باید خودش باشد و به این ترتیب حق رای و انتخاب را به زنان دادو بیعت دیگر در غدیر بوده است که پیامبر برای امامت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از ایراد خطبه غدیر از همه حاظران بیعت گرفتند.حضور سیاسی زنان نقش بسیار مهمی در نهضت ها و قیامها داشته است.حتی حکومتهایی هم که موفق بوده اند زنان آنان را یاری کرده اند.نمونه های آن در رسالت پیامبران و ائمه همچون خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها در دفاع از امامت وولایت مسئولیت عظمایی را به دوش گرفتند ونمونه بارز دیگر در قیام عاشورا است که زنان با حضور خود دفاع و پشتیبانی از امامت و ولایت را به عهده گرفتند و حتی حضرت زینب و دختران امام بار سنگین تبلیغ و پیام رسانی قیام را انجام دادند و تا آخرین لحظه بیعت با امام خود را انجام دادند و با حضور سیاسی خود رسالت را به سرانجام رساندند.نمونه روشن دیگر حضور زنان در بیعت با ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) در قیام انقلاب اسلامی ایران که رسالت حضورخودرا به نحواحسن انجام دادند و در تمام انتخابات حضور چشمگیری داشتند و تا الآن مستحکم و با ایمانی قوی از رهبر وولی فقیه خود حمایت کردند.

-نقش زن در دفاع: 

زنان در جنگها هم نقش بسیاری را داشته اند.در جنگهای صدر اسلام وظیفه همه زنان درتامین نیازهای جبهه جنگ،امداد و کمک رسانی،تقویت انگیزه های دفاعی و روحیه مقاومت و مداوای مجروحین بوده است که حتی رسالت آنها در بسیاری از جاها از حضور مردان در میدان جنگ مهمتر بوده است.جهاد نظامی به دلیل قوای جسمی زنان برآنها واجب نشده ولی جهاد دفاعی بر همه واجب است.یکی از جهادهای دفاعی در جنگهایی است که برعلیه حکومتی انجام می شود و جهاد دفاعی در عرصه های سیاسی و فرهنگی و تربیتی از جهاد نظامی مهمتر است که در این زمینه هم همیشه زنان حضور زیادی داشته اند. در جاهایی که جنگ نظامی بوده است وظیفه زنان به چند دسته تقسیم می شدکه یا مستقیم بوده است یا غیر مستقیم:

وظایف غیر مستقیم:

الف-تهیه وتدارک پوشاک وخوراک،دارو ودیگرمایحتاج سربازان میدان نبرد و ارسال آن به جبهه ها

ب-کنترل و حفاظت از شهر و نگهبانی و مراقبت از خانه هایی که به خاطر شرکت مردان در جنگ

ج-تشکیل ستادهای کمک رسانی در مساجد و معابر برای جمع آوری و ارسال کمک های مردمی

د- تشکیل مکانهای بهداشتی و درمان مجروحان جنگ

ذ-سرکشی و مراقبت از خانواده های شهدا و دلداری از آنها و تامین نیازهای آنها

ر-صبر و شکیبایی در مقابل شهادت مردان و پسرانشان و تشویق آنها به شرکت در جنگ

ز-برگزاری مجالس عزاداری به منظور تجلیل از مقام شامخ شهدا

س-تبلیغات فرهنگی درراستای حقانیت رسولخدا و یارانش

ش-مقابله جدی با شایع پراکنان و منافقین و یهودیان و برملاکردن نقشه های آنان

ص-احساس غرور از شرکت همسران و پسرانشان در جنگ و افتخار به شهادت آنان

ض-همکاری در تحویل غنائم جنگ و اسرای جنگ و تدارک و اسکان آنها و خوشرفتاری با آنها

ع-تحویل گرفتن شهدا و اجرای مراسم تشییع انها

غ-اجرای مراسم استقبال از مردان پیروز جنگ

حضور مستقیم در جبهه ها:

الف-حضورمستقیم آنها درجبهه ها به منظورتشویق وآرامش خاطر همسران و فرزندانشان بوده است

ب- تیز کردن شمشیرها و جمع آوری نیزه ها و تامین وسایل انفرادی رزمندگان

ج-تشکیل و ساخت خیمه های امداد به منظور رسیدگی به مجروحان

د-آبرسانی به رزمندگان در حین نبرد

ذ-جمع آوری و تخلیه شهدا و مجروحین به پشت جبهه ها

ر-تشویق دم به دم و خواندن رجزهای حماسی در حق مردان شجاع و دلیر

ز-جمع آوری و ثبت خاطره ها از رشادتها و پیکار رزمندگان به ویژه شهدا

س-انتقال غنائم با وسایل جبهه به شهرپس از اتمام عملیات

وظیفه زنان در جنگهای دفاعی:

در جنگهای دفاعی برزن و مرد واجب است که حضور یابند به همین دلیل در جنگهای دفاعی زنان حضور مستقیم داشتند و مستقیم با دشمن می جنگیدند.بدین منظور زنان هم باید تعلیمات نظامی داشته باشندتابتوانندبه موقع درمبارزه بادشمن واردشود.جنگهای دفاعی به چنددسته تقسیم می شوند

الف_دفاع در عرصه های فرهنگی:این دفاع و مبارزه از دفاع نظامی هم مهمتر است زیرا در جنگهای فرهنگی با عقاید و باورها وآداب و سنن یک جامعه کاردارند.منافقین و معاندین با دین و آیین یک جامعه با ایجاد شبهه و تحریکات شبهه آمیز مردم را دچار القائات و انحرافات فکری می کردند که مبارزه با آنها بسیار سخت و مشکل است ولی زنان با حضور خود و درک شبهات می توانند با پاسخگویی مناسب با انها مقابله کنند و از دین و ایدئولوژی مردم دفاع کنند

ب-دفاع از حیثیت و ناموس:یکی دیگراز عرصه های دفاع و مبارزه که از نمادهای سازندگی و اصلاح می باشد دفاع از حریم عفاف وناموس است.در جایی که به حریمها وارد شوند واز خط قرمزها بگذرند وظیفه است که از این حریم دفاع کنند و مخصوصاً زنان که این حریم برای آنها مهمترمی باشد و باید به ارزش زن بودن خود افتخار کنند و به نحو احسن از آن دفاع کنند.      

       -نقش زن در امور اجتماعی:

حضور زنان در اجتماع با رعایت موازین حیا و عفت بسیار مهم است.آنان در وظیفه تربیت و پرورش نسلها در جامعه از مردان موفق تر بوده اند.آنان که با روح پاک و الهی خود در مسائل تربیتی وارد می شوند بهتر می توانند تاثیر گذار باشند.اگر زنان با عفت و حیا وپوشش در جامعه وارد شوند و سبب تحریکات جنسی و شهوت مردان نشوندو مردان دچار وسوسه های شیطانی و هواهای مادی و نفسانی نشوند راه موفقیت باز است. زیرامردان اگر دچار گناه های روزمره و هوی و هوسهای غریزی بشوند دچار بی غیرتی خواهندشد و بی غیرتی مردانگی بی غیرتی دینی را نیز به همراه خواهد داشت.درنتیجه دیگر مردان با اخلاق و وجدان کاری در جامعه خدمت نخواهند کرد و حتی برای زن و فرزندان خود نیز مرد محترمی نخواهند شد و آن جامعه روبه فشل شدن خواهد رفت. اما اگر زنان در جامعه با حضور معنوی و الهی وارد نشوند نه تنها خودشان بلکه مردان را نیز تشویق به پاکدامنی و ایمان خواهند کرد و یک مبارزه رقابتی سالم را در جامعه به وجود خواهند آورد و آن جامعه رو به اصلاح و موفقیت خواهد رفت.

حضور زنان در آموزش و پرورش و پزشکی و درمان و در زمینه های متفاوت علمی وبهداشت و سلامت باید حضور چشمگیری داشته باشند.

تحصیلات علمی و فقهی در شاخه علوم انسانی از مهمترین وظایف زنان است که باید در آن تلاش کنند و به علم خود بیفزایند تا بتوانند جوابگوی شکیات و شبهات دینی هم خانواده و هم اجتماع باشندو همچنین در شاخه های علوم جدید و طبیعیه تحصیلات عالیه داشته باشند و همراه با تحولات نوین جامعه و دنیا پیش بروند.در نهج البلاغه حضرت علی علیه السلام می فرمایند:با زنان پرده نشین مشورت نکنید،یعنی زنانی که به دنبال علوم دینی وعلوم نوین نیستند مشورت نکنید یعنی زنانی که از امور اجتماعی دور هستند نمی توانند در باره مشکلات خانواده و جامعه نظر بدهند ،این مسائل مهمی است که زنان برای روشنگری مشکلات و گره های جامعه مخصوصاًٌدر نسل جوان می توانند اثر زیادی داشته باشند وهم برای روشنگریهای خودشان و هم جامعه باید تلاش کنند.

حضور زنان در عرصه بهداشت و درمان و سلامت نیز دارای اهمیت فراوانی است.اگر زنان و مادران اطلاعات بهداشتی داشته باشند در سلامت جسم و روان فرزندان موفقتر هستند زیرا فرزندان کمتر دچار بیماری می شوند و در نتیجه جامعه هم سالم می ماند و اطلاعات زنان و مادران در زمینه تغذیه و علوم مربوط به آن نیز دارای اهمیت ویژه ای است .اگر تغذیه سالم باشد و مناسب با رشد فرزندان پیش برود،آنها دچارسوءتغذیه نخواهندشدوسالم می مانند وهم درآمد خانواده صرف درمان وپزشک و بیمارستان نخواهد شدوهم دولت وحکومت متقبل هزینه های بالای درمان نمی شوند و جامعه با درآمدهای ارزی و صادرات می تواند کارهای بهتر و عالم المنفعه برای جامعه انجام دهد.       

زن در ابعاد بسیار مهمی از جمله دفاع،حمایت،پایداری،توبه و تبلیغ دین نقشهای مهمی را ایفاء کرده است.آنجایی که آدم دچار وسوسه شیطان می شود و از میوه ممنوعه میخورد، حوا اورا تشویق به توبه می کند و راه غلبه ابلیس را براو می بندد و آنجایی که باید حمایت کند،یار و یاور پیامبر و امام و دین خود می شود و همچون آسیه با استقامت و پایداری از آن حمایت می کند و آنجا که یاری پیامبر را می طلبد همچون مادر حضرت موسی فرزند را به خدا می سپارد و آنجا که باید از حمایتهای الهی دفاع کند همچون مریم خود را به خدا می سپارد و اوامر او پیروی و تبعیت می کند و آنجا که باید با اقتصاد سالم ومطلوب خود دین خدا و رسولش را حمایت کند همچون خدیجه یار پیامبر می شود و آنجا که باید از امامش حمایت کند تا راه رسالت ادامه یابد،همچون حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بین درو دیوار قرار می گیرد و شهادت را می پذیرد تا رسالت به تحقق برسد و آنجا که مبلغ واقعی دین شود و بار امانت قیام و انقلاب را به دوش بگیرد همچون زینب پرچمدار کربلا می شود.پشت هر مرد موفقی زنی بزرگوار و با فضیلت پنهان است.زن اگر جایگاه خود را بشناسد و قدر وارزش خود را بداند،میتواند بهترین اصلاحگر زمین باشد و اگر هم نشناسد و بازیچه قرار گیرد همچون زن نوح و لوط و عایشه می تواند فساد گر خوبی باشد.با ید زنان و دختران تحت تعلیم و تربیت صحیح قرار گیرند تا جامعه رشد کند وهم خانواده کنونی شکوفاشود و هم نسل آینده خوبی تربیت شود تا نگهدارنده و امانتدار خوبی برای زمین باشد. 

 

 

زن در عرصه سازندگی

فهرست:

مقدمه

سازندگی چیست؟

عرصه های سازندگی

بخش اول: تعلیم و تعلم

1-تعلیم

2-تربیت

بخش دوم:توسعه اقتصادی

1-تجمل گرایی

2-اسراف

3- احتکار

بخش سوم:عمران و آبادانی

1-سیاست وبیعت

-2در دفاع

3-در امور اجتماعی

+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1390ساعت 15:35  توسط واثقی  |